
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
179و داستان ورود حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام به کربلا در روز دوّم عاشورا.1
- ـ امام شناسی، ج 15، ص 334:
«محدّث قمى از ارشاد شیخ مفید نقل فرموده است که: در مسیر کربلا شبى در آخر شب حضرت امام حسین علیه السّلام امر فرمود تا آبگیرى کنند، و مشکها را از آب پر نمایند. پس امر به کوچ فرمود، و از قصر بنىمقاتل خارج شد. عَقَبة بن سَمعان مىگوید: ساعتى با آن حضرت سیر کردیم و به آن حضرت پینگى و حالت چرتى بر همان کیفیّت که بر روى اسب روان بود دست داد، و سپس به انتباه آمد درحالىکه مىگفت:
إنّا لِلّهِ و إنّا إلَیهِ راجِعونَ. و الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمِینَ.
”تحقیقاً ما ملک طلق خداییم، و ما به سوى او رجعت کنندگانیم. و حمد و سپاس اختصاص به خدا پروردگار عالمیان دارد.“
این عمل را حضرت دو بار یا سه بار تکرار نمود. در این حال فرزندش على بن الحسین علیهما السّلام که سوار بر اسبى بود به سوى وى آمد و گفت:
بِمَ حَمِدْتَ اللهَ و اسْتَرْجَعْتَ؟!
”علّت حمد و استرجاع شما چه بود؟!“
حضرت فرمود:
یا بُنَىَّ! إنّى خَفَقتُ خَفقَةً فَعَنَّ ـ أى ظَهَرَ ـ لِى فارِسٌ عَلَى فَرَسٍ و هُوَ یَقولُ: القَومُ یَسِیرونَ و المَنایا تَسِیرُ إلَیهِم؛ فَعَلِمتُ: أنَّها أنفُسُنا نُعِیَتْ إلَینا!
”اى نور دیده، پسرک من! من که در راه مىآمدم، چرت مختصرى مرا گرفت، و براى من اسب سوارى که بر روى اسبى بود ظاهر شد، و او مىگفت: این قوم مىروند و مرگها هم به سوى ایشان مىرود؛ بنابراین دانستم که: خبر مرگ ما، به ما داده مىشود!“
فرزندش عرض کرد:
یا أبَهْ! لا أراکَ اللهُ سُوءًا! ألَسْنا عَلَى الحَقِّ؟!
”اى پدرجان! خداوند براى تو روز بدى را پیش نیاورد! آیا ما بر حق نیستیم؟!“
حضرت فرمود:
بَلَى و الَّذِى إلَیهِ مَرجِعُ العِبادِ!
”بلى، و سوگند به آن کسى که بازگشت بندگان به سوى اوست، ما بر حق هستیم!“
على عرض کرد:
فإنَّنا إذًا لا نُبالِى أنْ نَمُوتَ مُحِقِّینَ!
”پس در اینصورت تحقیقاً ما باکى از مرگ نداریم با وجود آنکه مُحقّمى باشیم!“
حضرت فرمود:
جَزاکَ اللهُ مِن وَلَدٍ خَیرَ ما جَزَى وَلَدًا عَن والِدِهِ! *
”خداوند تو را جزا بدهد جزاى فرزندى، به بهترین جزاى پسرى که از پدرش داده است!“
* نفس المهموم، ص 122 و ص 123.» ـ پایان متن منقول از امام شناسی.
- ـ امام شناسی، ج 15، ص 334:
