
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
175داستان خواب دیدن حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام و بیان آن برای امّسلمه
داستان خواب دیدن حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام و تعریف کردن خواب را برای امّسلمه.1
- ـ بحار الأنوار، ج 45، ص 89؛ الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 253:
«و مِنها: أنَّهُ علیه السّلام لَمّا أرادَ العِراقَ، قالَت لَهُ أُمُّسَلَمَةَ: لا تَخرُج إلَى العِراقِ فَقَد سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم یَقُولُ: ”یُقتَلُ ابنِیَ الحُسَینُ بِأرضِ العِراقِ.“ و عِندِی تُربَةٌ دَفَعَها إلَیَّ فِی قارُورَةٍ!
فَقالَ: ”و اللَهِ إنِّی مَقتُولٌ کَذَلِکِ، و إن لَم أخرُج إلَى العِراقِ یَقتُلُونَنِی أیضًا. و إن أحبَبتِ أن أُرِیَکِ مَضجَعِی و مَصرَعَ أصحابِی!“ ثُمَّ مَسَحَ بِیَدِهِ عَلَى وَجهِها فَفَسَحَ اللهُ فِی بَصَرِها حَتَّى أراها (رَأت، رَأیًا) ذَلِکَ کُلَّهُ. و أخَذَ تُربَةً فأعطاها مِن تِلکَ التُّربَةِ أیضًا فِی قارُورَةٍ أُخرَى، و قالَ علیه السّلام: ”فإذا فاضَتا دَمًا فاعلَمِی أنِّی قَد قُتِلتُ!“
فَقالَت أُمُّ سَلَمَةَ: فَلَمّا کانَ یَومُ عاشُوراءَ نَظَرتُ إلَى القارُورَتَینِ بَعدَ الظُّهرِ فإذا هُما قَد فاضَتا دَمًا!
فَصاحَت. و لَم یُقلَب فِی ذَلِکَ الیَومِ حَجَرٌ و لا مَدَرٌ إلّا وُجِدَ تَحتَهُ دَمٌ عَبِیطٌ!»
ترجمه:
«از جمله معجزات حضرت امام حسین علیه السّلام این است: هنگامی که آن حضرت قصد خروج به طرف عراق نمود، امّسلمه عرضه داشت: به طرف عراق مرو، چرا که من از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که میفرمود: ”پسرم حسین در سرزمین عراق کشته خواهد شد.“ و اکنون آن تربتی را که رسول خدا در شیشهای به من داده، در نزد من است.
سیّدالشّهداء علیه السّلام فرمود: ”به خدا قسم که من اینچنین کشته خواهم شد، و اگر به طرف عراق هم نروم مرا خواهند کشت. آیا دوست داری مضجع و خوابگاه خود و اصحابم را به تو نشان دهم؟!“
سپس حضرت با دست مبارک خود بر صورت امّسلمه کشید تا خداوند چشم او را به قدری باز کرد که همه آنها را دید. آنگاه تربتی را از همان تربت برداشت و آن را در میان شیشه دیگری گذاشت و به امّسلمه داد و فرمود: ”هرگاه دیدی که این دو تبدیل به خون شد، بدان که من کشته شدهام.“
امّسلمه میگوید: چون روز عاشوراء فرا رسید و من بعد از ظهر به آن دو شیشه نظر کردم، ناگهان دیدم پر از خون شدهاند!
امّسلمه از دیدن این منظره شروع به صیحه زدن نمود. در آن روز هیچ سنگ و ریگی را بلند نمیکردند مگر اینکه در زیر آن خون تازه یافت میشد!» ( محقّق)
- ـ بحار الأنوار، ج 45، ص 89؛ الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 253:
