
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
133به یهود میفرماید: ﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ يَدُ ٱللَهِ مَغۡلُولَةٌ غُلَّتۡ أَيۡدِيهِمۡ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلۡ يَدَاهُ مَبۡسُوطَتَانِ﴾.1
تورات در سِفر اوّل تکوین، فصل 18، قائل به تجسّم خدا شده و میگوید که: «ابراهیم پاهای خدا را شست و برای خدا گوساله پخته و نان آورد»2 که تمام مستلزم کفر است. در حالیکه مطلب چنین نبوده و فرستادگان خدا به سوی ابراهیم آمدند:
﴿وَلَقَدۡ جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُواْ سَلَٰمٗا قَالَ سَلَٰمٞ فَمَا لَبِثَ أَن جَآءَ بِعِجۡلٍ حَنِيذٖ * فَلَمَّا رَءَآ أَيۡدِيَهُمۡ لَا تَصِلُ إِلَيۡهِ نَكِرَهُمۡ وَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗ قَالُواْ لَا تَخَفۡ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمِ لُوطٖ﴾.3
مقایسه خدای یهودیان و مسیحیان با خدای مسلمانان، بر اساس قرآن
درست باید توجّه کرد که قرآن در این قضیّه نه دست و پایی برای خدا فرض کرده، نه استراحتی، نه غذائی. بنابراین باید با صدای بلند ندا در داد که: خدای یهودیان و مسیحیان با خدای مسلمانان فرق دارد:
- ـ سوره المائدة (5) صدر آیه 64. مهر تابان ص 400:
«یهود میگویند: ”دستهای خدا در غلّ و در بند کشیده شده است“ دستهای آنان در غلّ کشیده شود و مورد لعنت و دورباش خدا قرار گیرند بدین سخنی که میگویند! بلکه دو دست خدا باز است و در عالم خلقت به هرگونه که بخواهد عمل میکند. و افاضه وجود و رحمت مینماید.» - ـ قاموس کتاب مقدّس، (ترجمه مستر هاکس) انتشارات اساطیر، ص 4 و 5.
- ـ سوره هود (11) آیه 69 و 70. افق وحی ص 521:
«فرستادگان و ملائکه ما به منزل ابراهیم براى بشارت دادن او به فرزند، وارد شدند و بر آن حضرت سلام نمودند؛ ابراهیم نیز پاسخ آنان را با سلام اداء نمود. چندى نگذشت که ابراهیم براى میهمانان خود از گوشت گوساله غذائى آماده و بیاورد. * و زمانى که دید آنها به سوى غذا دست دراز نمىکنند و از غذا تناول نمىکنند، در نفس خود از آنان ترسید (زیرا رسم بر این بوده است وقتى که دشمن انسان به خانه او مىرفت، از غذاى او نمىخورد، و این علامت و نشانه خصومت با صاحبخانه تلقّى مىگردید). آن فرشتگان گفتند: نترس ما بشر نیستیم ما ملائکه پروردگاریم که به سوى قوم لوط مأموریت یافتیم.»
- ـ سوره المائدة (5) صدر آیه 64. مهر تابان ص 400:
