
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
132...1
عقیده یهود در قائل شدن به تجسّم خداوند
قرآن با کمال صراحت لهجه، مقالۀ یهود و نصاری را باطل میکند؛ مثلاً راجع
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] فقط فرستاده پروردگار توام تا اینکه پسری پاک و مطهّر به تو عطا کنم.“ * مریم پاسخ داد: چگونه برای من پسری خواهد بود در حالیکه بشری خود را با بدن من مسّ نکرده است و من زن فاجرهای نیستم؟! * فرشته گفت: ”تقدیر اینچنین است که پروردگارت رقم زده است، و فرموده است: این کار بر من بسیار آسان و سهل میباشد، و برای این است که ما او را نشانهای از نشانههای خویش برای مردم قرار دهیم و موجب خیر و برکت و رحمت از جانب ما باشد.“ و اینچنین بود که اراده و مشیّت ما جامه عمل به خود پوشید. * سرانجام مریم به او (عیسی) حامله شد و با او در مکانی دوردست کناره گرفت. * آنگاه درد مخاض و زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید و گفت: ای کاش من پیش از این مرده بودم و به کلّى نسیاًمنسیّا گشته بودم! * پس (چون مریم پسرش عیسى را زائید) پسرش از زیر مادر، وى را صدا زد که:
اى مادر غمگین مباش، اینک خداوند در زیر تو یک آقا و بزرگوارى را قرار داده است، * و این تنه نخل را به طرف خود بکش و تکان ده تا بر تو رطب تازۀ چیده فروریزد، * و بخور و بیاشام و دیده روشن دار؛ پس اگر کسی از افراد بشر را دیدی، به او بفهمان که من برای خدای رحمان روزه نذر کردهام و بنابراین امروز مطلقاً با انسانی سخن نخواهم گفت.
* پس مریم در حالیکه او را (در آغوش) حمل مینمود، به نزد قومش آورد. (آنها از روى تقبیح و سرزنش به او) گفتند: ای مریم! به تحقیق عجب چیز بدیع و بىسابقهای آوردى! * ای خواهر هارون! پدرت (عمران) مردی بد و ناصالح نبود و مادرت نیز زناکار نبود! * پس مریم به سوی او اشاره کرد. آنها گفتند: چگونه با کسی که کودکی در گهواره است، سخن بگوییم؟! * آن طفل (به زبان آمد و) گفت:
همانا من بنده خدا هستم که خداوند مرا کتاب (انجیل) عطا کرده، و مرا پیامبر قرار داده، * و مرا هر کجا که باشم مایه برکت گردانیده و تا مادامى که زندهام به نماز و زکات توصیه و سفارش کرده، * و مرا نسبت به مادرم بسیار مهربان و خوشرفتار ساخته، و مرا جبّار و شقى قرار نداده است. * مقام سلام و امن خداوندی برای من است در روزی که پا به جهان گذاردم، و در روزی که رخت از این جهان برمیبندم، و در روزی که زنده در پیشگاه خداوندی مبعوث میگردم.
* این همان ماجرای عیسی پسر مریم است؛ قول و گفتار حقّی که در آن شک و تردید میکنند. * هرگز خداوند را نسزد که براى خود فرزندی اتّخاذ کند ـ منزّه و مقدّس است او ـ زمانی که بخواهد نسبت به امری وجود دهد، فقط به او میگوید: بشو، و آن میشود.» (محقّق)
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] فقط فرستاده پروردگار توام تا اینکه پسری پاک و مطهّر به تو عطا کنم.“ * مریم پاسخ داد: چگونه برای من پسری خواهد بود در حالیکه بشری خود را با بدن من مسّ نکرده است و من زن فاجرهای نیستم؟! * فرشته گفت: ”تقدیر اینچنین است که پروردگارت رقم زده است، و فرموده است: این کار بر من بسیار آسان و سهل میباشد، و برای این است که ما او را نشانهای از نشانههای خویش برای مردم قرار دهیم و موجب خیر و برکت و رحمت از جانب ما باشد.“ و اینچنین بود که اراده و مشیّت ما جامه عمل به خود پوشید. * سرانجام مریم به او (عیسی) حامله شد و با او در مکانی دوردست کناره گرفت. * آنگاه درد مخاض و زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید و گفت: ای کاش من پیش از این مرده بودم و به کلّى نسیاًمنسیّا گشته بودم! * پس (چون مریم پسرش عیسى را زائید) پسرش از زیر مادر، وى را صدا زد که:
