
مطلع انوار ج12
مواعظ رمضان المبارك 1369 ه . ق
جلد دوازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، مشتمل بر متنِ مواعظِ مؤلّف در ماه رمضان سال 1369 ه. ق در مسجد قائم طهران میباشد که به اهتمام خود مؤلف به رشتۀ تحریر درآمده است. عمق مباحث مطروحه، شیوایی و روانیِ سخن برای پویندگان معرفت، جاذب و راهگشا میباشد. اهمّ مطالب مندرجه در این مجلّد: • مباحثی مختصر دربارۀ معرفت ذات، و اسماء وصفات پروردگار، و نقد و بررسی آراء مادیگرایان. • شرح مختصری در عظمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام. • مباحثی دربارۀ قرآن کریم و اهمیت اهتمام به آن، فلسفۀ روزه، دعا، توبه، تولّی و تبرّی، دنیا، هوای نفس، تقوا، فضیلت نماز، فضیلت علماء ربانی و تربیت اولاد.
مطلع انوار ج12
108زدن یزید با چوب بر دندانهای سیّدالشّهداء علیه السّلام، و اعتراض أبوبَرزۀ أسلمی (ت)
(اشعار: یزید چوب مزن بوسهگاه زهرا را1 ـ الخ)2
- ـ اشعاری در رثای سیّد و سالار شهیدان:
یزید چوب مزن بوسهگاه زهرا را ** مکن تو خون، دل غمدیده بیش ازین ما را
کنی تو دعوی اسلام و میزنی با چوب ** لبی که آب حیاتش دهد مسیحا را
ستاده عابد بیمار در برابر تو ** نشانده بر سر کرسیّ زر نصارا را
تو چوب میزنی و گریه میکند زهرا ** مگر نمیشنوی نالههای زهرا را
(محقّق) - ـ نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 590:
«ابنأثیر جَزَری آورده است که:
چون سر مبارک حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام را در مقابل یزید نهادند و داستانش را بیان کردند، یزید به مردم اذن داد تا وارد قصرش شدند؛ و سر حسین علیه السّلام در برابر او بود. و در دست یزید چوبدستی بود که با آن بر دندانهای پیشین حسین میزد به طوریکه در آن اثر میکرد1، و در حال تفکّر میگفت:2
مثال این حسین با ما همانطور است که حُصَین بن حُمام گفته است:
أبَی قَومُنا أن یُنصِفونا فَأنصَفَتْ ** قَواضِبُ فی أیمانِنا تُقطِرُ الدَّما
یُفَلِّقنَ هامًا مِن رِجالٍ أعِزَّةٍ ** عَلَینا و هُم کانوا أعَقَّ و أظلَما3
”قوم ما دریغ کردند که از در انصاف با ما درآیند، بنابراین شمشیرهای برّانی که در دستهایمان بود و از آن خون میریخت، راه انصاف را در پیش گرفتند.
آن شمشیرها سرهایی را شکافتند و مُنشقّ نمودند، از مردانی که برای ما عزیز بودند؛ در حالیکه ایشان بیشتر از ما بریدند و ترک احساس و پیوند نمودند، و بیشتر از ما ستم کردند و مراعات حقّ قرابت و خویشاوندی را ننمودند تا ما نسبت به ایشان.“
أبو بَرزَة أسلَمی میگوید:
أ تَنکُتُ بِقَضیبِکَ فی ثَغرِ الحُسَینِ؟! أما لَقَد أخَذَ قَضیبُکَ فی ثَغرِهِ مَأخَذًا لَرُبَّما رَأیتُ رَسولَ اللَهِ صَلَّی اللَه عَلَیهِ [و آله] و سَلَّمَ یَرشِفُهُ. أما إنَّکَ یا یَزیدُ! تَجیءُ یَومَ القیامَةِ و ابنُ زیادٍ شَفیعُکَ، و یَجیءُ هَذا و مُحَمَّدٌ شَفیعُهُ. ثُمَّ قامَ فَوَلَّیٰ.4
”آیا تو با این چوبدستیات بر دندان حسین میزنی؟! آگاه شو! هرآینه تحقیقاً این چوبدستی تو، درست در همانجایی از لب و دندان او میخورد که من بسیار رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را دیدم که آن را میمکید. هان ای یزید! تو در روز قیامت میآیی و ابنزیاد شفیع توست، [ادامه در صفحه بعد]
- ـ اشعاری در رثای سیّد و سالار شهیدان:
