
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
91یعنى سحر کردن بلکه معجزات و کرامات أنبیاء و أولیاى خدا، از قبیل همان کیفیّت نفسانیّه است».
مُحْیى الدِّین عَرَبى در «فصوص الحکم» در فصّ آدمى در ضمن بیان حقیقت آدم و خلیفه بودن او گوید:
فَهُوَ مِنَ الْعَالَمِ کَفَصِّ الْخَاتَمِ مِنَ الْخَاتَمِ الَّذِی هُوَ مَحَلُّ النَّقْشِ وَ الْعَلاَمَةِ الَّتی بِهَا یَخْتِمَ الْمَلِکُ عَلَی خَزَائِنِهِ؛ وَ سَمَّاهُ خَلیفَةً مِنْ أجْلِ هَذَا: لأنَّهُ الْحَافِظُ خَلْقَهُ کَمَا یُحْفَظُ بِالْخَتْمِ الْخَزَائِنُ؛ فَمَا دَامَ خَتْمُ الْمَلِکِ عَلَیْهَا لا یَجْسُرُ أحَدٌ عَلَی فَتْحِهَا إلاَّ بِاِذْنِهِ؛ فَاسْتَخْلَفَهُ فِی حِفْظِ الْعَالَمِ؛ فَلاَ یَزَالُ الْعَالَمُ مَحْفُوظًا مَا دَام فیهِ هَذَا الإنْسَانَ الْکَامِلُ1.
«نسبت آدم به عالم همانند نسبت نگین انگشترى است به انگشترى، آن نگینى که محلّ نقش و علامتى است که با آن پادشاه بر خزائن خود مهر مىزند2، و از روى همین علّت هم آدم را خداوند خلیفه نام نهاده است.
چون آدم حفظ کننده عالم آفرینش حقّ است، همچنان که به واسطه مهر کردن، خزائن محفوظ مىماند.
و بنابر این مادامىکه مُهر پادشاه بر آن خزینهها خورده است. هیچکس را یاراى جسارت براى باز کردن آنها نیست، مگر آنکه خود پادشاه اذن و اجازه دهد، پس حقّ متعال، آدم را براى حفظ عالم به خلافت خود برگزید. و علیهذا پیوسته عالم در حفظ و مصونیّت است، مادامىکه در آن این إنْسَانِ کامِل بوده باشد».
شرح قیصرى بر گفتار ابن عربى درباره انسان کامل
و قیصرى در شرح این فقره گفته است: الْحَقُّ یَحْفَظُ خَلْقَهُ بِالاِنْسَانِ الْکَامِلِ؛ عِنْدَ اسْتِتَارِهِ بِمَظاهِرِ أسْمَآئِهِ وَ صِفَاتِهِ عِزَّةً؛ وَ کَانَ هُوَ الْحَافِظُ لَهَا قَبْلَ الاِسْتِتَارِ وَ الاِخْتِفآءِ وَ إظْهَارِ الْخَلْقِ.
فَحِفْظُ الاِنْسَانِ لَهَا بالْخِلافَةِ فَتُسَمَّی بِالْخَلیفَةِ لِذَلِکَ؛ وَ حِفْظُهُ لِلْعَالَمِ عِبَارَةٌ عَنِ إبْقآءِ
- . «شرح فصوص الحکم» قیصرى طبع سنگى، ص 72.
- . سابقا معمول بود که مردم و بخصوص بزرگان و علماء و سلاطین نام خود را و یا علامتى را که مختصّ خود آنان بود بر روى نگین انگشترى خود نقش مىکردند تا هر وقت بخواهند نامه و یا سندى را مهر کنند به آسانى از دست درآورند و مهر کرده و دو باره انگشترى را به دست کنند، و از همین سبب انگشترى به خاتم مشهور است یعنى ما یختم به: چیزى که با او مهر زده مىشود و ختم کرده مىشود.
