
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
67هَذَا مَقَامُ الرَّاضِینَ.
فَمَنْ عَمِلَ بِرِضَایِ اُلْزِمُهُ ثَلاَثَ خِصَالٍ: اُعَرِّفُهُ شُکْرًا لاَ یُخَالِطُهُ الْجَهْلُ؛ وَ ذُکْرًا لاَ یُخَالِطُهُ النِّسْیانُ، وَ مَحَبَّةً لاَ یُؤْثِرُ عَلَی مَحَبَّتی مَحَبَّةَ الْمَخْلُوقِینَ.
فَإذَا أحَبَّنِی أحْبَبْتُهُ؛ وَ أفْتَحُ عَیْنَ قَلْبَهُ إلَی جَلالِی؛ وَ لاَ اُخْفِی عَلَیْهِ خَاصَّةَ خَلْقِی؛ وَ اُنَاجِیهِ فی ظُلَمِ اللَّیْلِ، وَ نُورِ النَّهَارِ؛ حَتَّی یَنْقَطِعَ حَدِیثُهُ مَعَ الْمَخْلُوقینَ؛ وَ مُجَالَسَتُهُ مَعَهُمْ؛ وَ اُسْمِعُهُ کَلاَمِی وَ کَلاَمَ مَلاَئِکَتِی؛ وَ اُعَرِّفُهُ السِّرَّ الَّذِی سَتَرْتُهُ عَنْ خَلْقِی؛ وَ اُلْبِسُهُ الْحَیَآءَ حَتَّی یَسْتَحْیِیَ مِنْهُ الْخَلْقُ کُلُّهُمْ؛ وَ یَمْشِیَ عَلَی الأرْضِ مَغْفُورًا لَهُ؛ وَ أجْعَلُ قَلْبَهُ وَاعِیًا وَ بَصِیرًا؛ وَ لاَ اُخْفِی عَلَیْهِ شَیْئًا مِنْ جَنَّةٍ وَ لاَ نَارٍ.
وَ اُعَرِّفُهُ مَا یَمُرُّ عَلَی النَّاسِ فِی یَوْمِ الْقِیامَةِ مِنَ الْهَوْلِ وَ الشِّدَّةِ؛ وَ مَا اُحَاسِبُ الأغْنِیآءَ وَ الْفُقَرآءَ وَ الْجُهَّالَ وَ الْعُلَمَآءَ.
وَ اُنَوِّمُهُ فِی قَبْرِهِ؛ وَ اُنْزِلُ عَلَیْهِ مُنْکَرًا وَ نَکِیرًا حَتَّی یَسْألاَهُ؛ وَ لاَ یَرَی غَمْرَةَ الْمَوْتِ وَ ظُلْمَةَ اْلقَبْرِ، وَ اللَّحْدِ، وَ هَوْلَ الْمُطَّلَعِ؛1 ثُمَّ أنْصِبُ لَهُ مِیزَانَهُ؛ وَ أنْشُرُ دِیوَانَهُ؛ ثُمَّ أضَعُ کِتَابَهُ فِی یَمینِهِ فَیَقْرُؤُهُ مَنْشُورًا.
ثَمَّ لاَ أجْعَلُ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ تَرْجُمَانًا؛ فَهَذِهِ صِفَاتُ الْمُحِبِّینَ.
«اى احمد! و من او را به هیبت و عظمت زینت مىدهم! اینست عیش گوارا، و زندگانى جاودان!، و اینست مقام کسانى که از من راضىاند.
و بنابر این، هر کس به رضاى من عمل کند، من سه صفت را پیوسته ملازم با او مىگردانم:
من آن گونه شکرى را به او مىشناسانم که أبدا در آن جهل نباشد، و آن گونه به یاد بودن را به او مىنمایانم که در آن نسیان نباشد، و محبّتى را که با وجود آن هیچگاه محبّت مخلوقات را بر محبّت من مقدّم ندارد.
و چون او مرا دوست بدارد، من هم او را دوست مىدارم، و چشم دل او را به سوى جلال خود باز مىکنم، و خواصّ از بندگان خود را از او پنهان نمىدارم، و در شبهاى تاریک، و در روشنى روز با او در پنهان سخن مىگویم، و مناجات دارم، تا آنکه دیگر، گفتارش با مردمان قطع مىشود، و رفت و آمدش با آنان بریده مىگردد.
و من گفتار خودم را، و گفتار فرشتگانم را به او مىشنوایانم، و آن راز و سرّى
- . در «نهایۀ» ابن أثیر در مادّه طَلَع گوید: المُطَّلَع: مکانُ الاطّلاع من موضع عالٍ. و منه «... مِن هولِ المُطَّلَعَ» یُرید بهِ المَوقِفَ یَومَ القیمة أو ما یُشرِف علیه مِن أمرِ ا لَاخِرَةِ عَقیبَ المَوتِ؛ فشَبَّهَهُ بالمُطَّلَع الّذى یُشرَف علیه مِن مَوضعٍ عال
- . در «نهایۀ» ابن أثیر در مادّه طَلَع گوید: المُطَّلَع: مکانُ الاطّلاع من موضع عالٍ. و منه «... مِن هولِ المُطَّلَعَ» یُرید بهِ المَوقِفَ یَومَ القیمة أو ما یُشرِف علیه مِن أمرِ ا لَاخِرَةِ عَقیبَ المَوتِ؛ فشَبَّهَهُ بالمُطَّلَع الّذى یُشرَف علیه مِن مَوضعٍ عال
