
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
63در «عُدَّةُ الدَّاعى» مرحوم ابن فهد از وَهَبَ بن مُنبه نقل مىکند که فیمَا أوْحَی اللهُ إلَی دَاوُدَ: یَا دَاوُدُ! ذِکْرِی لِلذَّاکِرینَ؛ وَ جَنَّتی لِلْمُطیعینَ؛ وَ حُبِّی لِلْمُشْتَاقینَ؛ وَ أنَا خَاصَّةٌ لِلْمُحِبِّینَ 1.
«از جمله چیزهائى که خداوند به داود وحى فرستاد، این بود که گفت: اى داود من یاد کسانى هستم که مرا یاد مىکنند، و بهشت من براى کسانى است که اطاعت مرا مىنمایند، و محبّت من به کسانى است که شوق دیدار مرا دارند، و من (با تمام صفات جمال و جلال) براى کسانى هستم که مرا دوست دارند».
در دعاهاى متعارف و معمول، از این قبیل مطالب و درخواستهاى دعا کنندگان بسیار است، از جمله در مناجات شعبانیّه حضرت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام چنین وارد است که:
إلَهِی وَ ألْهِمْنِی وَلَهًا بِذِکْرِکَ إلَی ذِکْرِکَ! وَ اجْعَلْ هَمْیِّ إلَی رَوْحِ نَجَاحِ أسْمَائِکَ وَ مَحَلِ قُدْسِکَ!
«خداوندا به من الهام کن و عطا کن شدّت اشتیاق و وَجد و سرور را در ذکر خودت و یاد خودت، که بدانها به مرتبه عالىتر از ذکر خودت و یاد خودت راه یابم، و همّ و اراده مرا قرار بده در فَرَح و راحتى وصول و ظفر و کامیابى به اسماء خودت، و محلّ پاکى و پاکیزگى ذات مقدّست».
تا آنکه عرض مىکند: إلَهی هَبْ لِی کَمَالَ الاِنْقِطَاعِ إلَیْکَ، وَ أنِرْ أبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَآءِ نَظَرِهَا إلَیْکَ، حَتَّی تَخْرِقَ أبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إلَی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیر أرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ.
إلَهی وَاجْعَلْنی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأجَابَکَ وَ لاَحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلاَلِکَ، فَنَاجَیْتَهُ سِرًّا، وَ عَمِلَ لَکَ جَهْرًا.
«خداوندا! کمال انقطاع مرا به سوى خودت، بر من ارزانى دار، و چشمهاى دلهاى ما را به درخشش و روشنى نظر کردن به سوى تو، روشن و نورانى فرما، تا جائیکه دیدگان دل ما، حجابهاى نور را پاره کند و سپس به معدن عظمت تو واصل شود، و جانهاى ما به مقام عزّ قدس تو معلّق گردد».
- . «عدّة الدّاعى» ص 186.
