
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
96هست انسان مرکز دور جهان *** نیست بی انسان مَدار آسمان هردوعالم گشتهاست أجزای او *** برتر از کَوْن و مکان مأوای او لا مکان اندر مکان کرده مکان *** بی نشان گشته مقیّد در نشان صد هزاران بحر در قطره نهان *** ذرّهای گشته جهان اندر جهان این أبَد عین أزَل آمد یقین *** باطن اینجا عین ظاهر شد ببین و نیز از مرحوم سبزواری است که تخلصّ به اَسرار دارد:
اختران پرتو مِشکاة دل انور ما *** دل ما مَظهر کُل، کل همگی مظهر ما نه همین اهل زمین را همه باب اللّهیم *** نُه فلک در دَوَرانند به گرد سرما بَرِ ما پیر خرد طفل دبیرستان است *** فلسفی مُقتبِسی از دل دانشور ما گر چه ما خاک نشینان مرقّع پوشیم *** صد چو جَم خفته بدر یوزهگری بر در ما چشمۀ خضر بود تشنه سراب ما را *** آتش طور شراری بود از مجمر ما ای که اندیشۀ سرداری وسرمیخواهی *** به کدوئی است برابر سر و افسر بر ما گو به آن خواجۀ هستی طلب و زهد فروش *** نبود طالب کالای تو در کشور ما بازی بازوی نصریم نه چون نَسربه چرخ *** دو جهان بیضه و فَرْخ است به زیر پر ما ماهگر نور و ضیا کسب نمود از خورشید *** خور بود مکتسب از شعشعۀ اختر ما خسرو ملک طریقت به حقیقت مائیم *** کُلَه از فقر به تارک زِ فنا افسر ما عالم و آدم اگر چه همگی اَسرارند *** بود اَسرار کمیتی زسگان در ما نیز در حاشیه خود بر «اسفار اربعه» حکیم متألّه ملاّ صدراى شیرازى أعلى الله درجته، در ضمن بحث در علّت غائى آنجا که گفته است:
ثُمَّ إلَی عِبَادَةِ الاِنْسَانِ وَ تَشَبُّهِهِ بِالْمَبْدَأ الأعْلَی فِی الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ وَ إدْرَاکِهِ لِلْمَعْلُومَاتِ وَ تَجَرُّدِهِ عَنِ الْجِسْمَانِیَّاتِ؛ فَعِبَادَتُهُ أجَلُّ الْعِبادَاتِ الأرْضِیَّةِ، وَ مَعْرِفَتُهُ أعْظَمُ الْمَعَارِفِ الْحَیَوَانِیَّةِ؛ وَ لَهُ فَضِیلَةُ النُّطْقِ وَ شَرَفُ الْقُدْرَةِ وَ کَمَالُ الْخِلْقَةِ،1، فرموده است:
«ملاّ صدرا در عبارت خود، عبادت انسان را به أرضى، و معرفتش را به
- . سپس به عبادت انسان، و تشبّه او به مبدأ أعلى، در دو مقام علم و عمل و ادراک او معلومات را، و تجرّد او از جسمانیّات، زیرا که عبادت او از همه عبادتهاى روى زمین بزرگتر است، و معرفت او از همه معارف حیوانیّه اعظم است، و از براى اوست فضیلت نطق، و شرف قدرت و توان، و کمال در خلقت.
