اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

88
  •  (تفریق یعنى: شخص عارف باید از هر چیزى که او را از حقّ به خود مشغول مى‌دارد جدائى بگیرد، و نفْضْ یعنى: تکان دادن نفس خود را از آثار آن شواغل، بطورى که هیچ التفات و توجّه بدانها نکند، و این براى تکمیل نفس است براى تجرّد از ما سواى حقّ. و ترک یعنى: یکسره همه چیز را براى وصول به حقّ فراموش کردن و از همه بریدن. و رفض یعنى: دور ریختن و کنار زدن تمام لذّات به جهت وصول به حقّ).

  •  و به مقام جمع مى‌رسد بطورى که جمیع صفاتش صفات حقّ مى‌گردد، آن حقّى که با صدق و راستى اراده او را داشت، و به خداوند واحد منتهى مى‌شود، و در اینجا دیگر وقوف است».

  •  و خواجه نصیر الدّین طوسى (ره) در شرح این مطالب گوید:

  •  «عارف چون از نفس خود ببرد و منقطع شود و متّصل به حقّ شود هر قدرتى را مستغرق در قدرت مطلقه حقّ که به جمیع مقدورات تعلّق گرفته است، مى‌بیند، و هر علمى را مستغرق در علم مطلق حقّ که چیزى از آن پنهان نیست، مى‌بیند، و هر اراده‌اى را مستغرق در اراده حقّ که ممتنع است چیزى از ممکنات از آن جدا باشد، مى‌بیند،

  •  بلکه هر وجود و هر کمال وجودى از حقّ صادر است، و از جانب او فیضان دارد.

  •  و در این صورت، حقّ، چشم عارف مى‌شود که با آن مى‌بیند، و گوش او مى‌شود که با آن مى‌شنود، و قدرت او مى‌شود که با آن کارها را بجا مى‌آورد، و علم او مى‌شود که با آن مى‌داند، و وجود او مى‌شود که با آن موجود است.

  •  و در این وقت عارف متخلّق به اخلاق الله به حقیقت مى‌شود، و اینست معناى قول شیخ: الْعِرْفَانُ مُمْعِنٌ فِی جَمِیعِ صِفَاتٍ هِیَ صِفَاتُ الْحَقِّ لِلذِّاتِ الْمُرِیدَةِ بِالصِّدْقِ.

  •  و پس از آن عارف بالعین و الوجدان مشاهده مى‌کند که: این صفات و امثال این صفات که داراى وصف کثرت و تمایز هستند، به قیاس به مَبْدأ و مَنشأى که از آنجا هستند، آن مبدأ واحد است، بدین معنى که علم ذاتى او بعینه همان قدرت ذاتى‌