اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

66
  •  حَدِیثَهُ مِنَ النِّعْمَةِ الَّتی أنْعَمْتُ‌ بِهَا عَلَی أهْلِ مَحَبَّتِی مِنْ خَلْقِی! وَ أفْتَحَ عَیْنَ قَلْبِهِ وَ سَمْعَهُ حَتَّی یَسْمَعَ بِقَلْبِهِ وَ یَنْظُرَ بِقَلْبِهِ إلَی جَلالَی وَ عَظَمَتِی؛ وَ اُضَیِّقَ عَلَیْهِ الدُّنْیَا وَ اُبَغِّضَ إلَیْهِ مَا فِیهَا مِنَ اللَّذَّاتِ؛ وَ اُحَذِّرَهُ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا کَمَا یُحَذِّرُ الرَّاعی غَنَمَهُ مِنْ مَراتِعِ الْهَلَکَةِ؛

  •  فإذَا کَانَ هکَذَا یَفِرُّ مِنَ النَّاسِ فِرَارًا؛ وَ یُنْقَلُ مِنْ دَارِ الْفَنَآءِ إلَی دَارِ الْبَقآءِ؛ وَ مِنْ دَارِ الشَّیْطَانِ إلَی دَارِ الرَّحْمَنِ.

  •  «اى احمد! آیا مى‌دانى کدام عیش گواراتر، و کدام زندگى باقى‌تر است؟! عرض کرد: بار خدایا نه!

  •  خداوند خطاب کرد: امّا عیش گوارا، آن عیشى است که کسى که داراى آن است، از یاد من سست نشود، و نعمت مرا فراموش ننماید، و نسبت به حقّ من نادان نباشد، و رضا و پسند مرا در شب و روز خود بجوید،

  •  و امّا زندگى جاودان و باقى، آن حیاتى است که شخص براى خود کار کند، تا بجائى که دنیا در نزد او سبک شود، و در نظر او کوچک نماید، و آخرت در نزد او بزرگ آید، و خواهش مرا بر خواهش خود مقدّم دارد، و در دنبال رضایت من برآید، و آن را بجوید، و حقّ بزرگى و عظمت مرا بزرگ شمارد، و علم مرا به خودش یاد آورد، و در شبانه‌روز، در وقت پیش‌آمد هر طاعت و معصیتى، مرا در نظر آورد، و مراقبت کند، و دل خود را از هر چه که ناخوشایند من است پاک کند، و شیطان و وسوسه‌هاى او را دشمن دارد، و براى تسلّط ابلیس بر دلش هیچ قدرت و راهى نگذارد؛

  •  و چون چنین کند من محبّت و عشق خود را در قلب او جا مى‌دهم، تا جائیکه قلب او را براى خودم مى‌گذارم، و فراغت او، و اشتغال او، و همّ او، و گفتار او را از آن گونه نعمت‌هائى قرار مى‌دهم که با خصوص اهل محبّت از بندگان خودم کرده‌ام، و به آنها بدین گونه نعمت بخشوده‌ام، و چشم دل او را باز مى‌کنم، و گوش دل او را باز مى‌کنم، تا آنکه با دلش بشنود، و با دلش ببیند جلال و عظمت مرا، و دنیا را بر او تنگ مى‌کنم، و لذّات دنیا را در نزد او ناگوارا و ناپسند مى‌نمایم، و همچون شبانى که گوسپندان خود را از مرتع‌ها و چراگاههاى هلاکت بر حذر مى‌دارد، من او را از دنیا و آنچه که در دنیاست، بر حذر مى‌دارم.

  •  یَا أحْمَدُ! وَ لاُزَیِّنَنَّهُ بِالْهَیْبَةِ؛ وَ الْعَظَمَةِ؛ فَهَذَا هُوَ الْعَیْشُ الْهَنِئُ وَ الْحَیَاةُ الْبَاقِیَةُ؛ وَ