
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
203«بار پروردگارا! برادر من موسى از تو مسئلت کرد، و گفت که: اى پروردگار من! سینه مرا براى من بگستر! و أمر مرا براى من آسان گردان! و گره را از زبان من بردار، تا آنکه گفتار مرا بفهمند! و از میان أهل من براى من وزیرى قرار بده، که آن وزیر برادر من هارون بوده باشد! پشت مرا با او محکم کن! و او را در امر من شریک گردان».
و تو اى خداى من، در برابر این تقاضاى موسى، براى او قرآنى را فرو فرستادى که: ﴿سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطانًا فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما﴾ (آیه 35، از سوره 28: قصص)
«من بازوى تو را به برادرت محکم مىکنم! و براى شما دو نفر قدرت و سلطهاى قرار دهم که به شما دو نفر هیچوقت دسترسى پیدا نکنند».
اَللَّهُمَّ وَ أنَا مُحَمَّدٌ نَبِیُّکَ وَصَفِیُّکَ! اَللّهُمَّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّر لِيأمْرِي وَ اجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أهْلِي، عَلِیًّا، اُشْدُدْ بِهِ ظَهْرِي!
«بار پروردگار من! و من محمّد پیغمبر تو و برگزیده تو مىباشم! بار پروردگار من! سینه مرا براى من منشرح کن! و أمر مرا براى من آسان کن! و از أهل من وزیرى را براى من معیّن فرما! که او على باشد! و پشت مرا به واسطه او محکم گردان».
أبوذر گوید: سوگند به خداوند که هنوز سخن رسول الله به پایان نرسیده بود که جبرائیل از جانب خدا نازل شد و گفت: اى محمّد بخوان! رسول خدا پرسید: چه بخوانم؟ جبرائیل گفت: بخوان!:
﴿إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ أمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ﴾1.
- . این روایت را مجلسى در «بحار الانوار» طبع کمپانى ج 9 ص 36 از «مناقب» و از «کشف الیقین» از ثعلبى در تفسیرش آورده است. و در صدر آن چنین وارد است که: در وقتىکه ابن عبّاس در مکّه در کنار چاه زمزم نشسته بود، و براى مردم از گفتار رسول خدا بیاناتى مىکرد، أبو ذر وارد شد، و پس از معرفى خود بیاناتى کرد. و ما تمام این روایت را از «غایة المرام» مىآوریم، و فخر رازى نیز در تفسیر خود آورده است، «تفسیر فخر» ج 3 ص 618 از دوره هشت جلدى طبع دار الطّباعة العامرة.
