
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
194وَ إن رَضِیَتْ عَنِّی فَعُمْرِیَ کُلُّهُ *** زَمَانُ الصَّبَا طِیبًا وَ عَصْرُ الشَّبِیَبةِ14 1 1 ـ چون در روز عیدى پرده از رخ برگیرد، آنقدر زیباست که براى تماشاى جمالش دیدگان تمام قبیلهها با هم تزاحم کنند.
2 ـ و بنابر این أرواح مردم آن قبائل براى ادراک معناى جمال او به سوى او رو آورده و مشتاقانه بدو بگروند، و دیدگان مردم آن قبائل از تماشاى زیبائیهاى او در باغ و لالهزار و در تنعّم به سر مىبرند.
3 ـ و در نزد من، عید من آن روزى است که چهره زیباى او را با چشم تازه و روشن ببینم.
4 ـ و تمام شبهاى من شب قدر است، اگر او به من نزدیک شود، همچنان که تمام روزهاى دیدار و ملاقات، روز عید و جمعه من است.
5 ـ و حرکت من به سوى او حجّى است که براى او کردهام، و هر وقوفى بر در خانهاش، معادل هر وقوفى در مناسک حجّ است.
6 ـ و اگر در شهرى از شهرهاى خدا وارد شود، درحالىکه او در چشم من وارد شده است، من آن شهر را غیر از مکّه نمىبینم.
7 ـ و هر مکانى که او را در برگیرد حرم است، همچنین هر خانهاى که او در آنجا سکونت گزیده است، خانه هجرت است.
8 ـ و هر جائى که او در آنجا ساکن شود، آنجا بیت مقدس است، و به جهت روشنى و تازگى چشم من در آنجا همه باطن و احشاى من تر و تازه مىگردد.
9 ـ و مسجد الأقصاى من محلّ کشیده شدن بُرد و رداى اوست بر روى زمین، و عطر و گلاب من خاک آن زمینى است که او از روى آن عبور کرده است.
10 ـ اگر در أوائل روز، او جواب سلام و تحیّت مرا بدهد، تمام روز من همچون عصر با فرح و سرور خواهد بود.
11 ـ و اگر در شبى بر من عبور کند و از بوى نسیم او به مشام من برسد آن شب من همهاش همچون سحر وقت زنده و بیدارى و نَباهت است.
- . «دیوان ابن فارض» ثانیة کبرى، ابیات 353، به بعد، ص 80 و ص 81.
