
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
177این جمله را شیخ ما گفت و دیگر چیزى نگفت.
شیخ وهّابى چنان مضطرب و مشوّش شد، و چنان ناراحت و بىتاب شد که گوئى مانند مرغ سر بریدهاى بر خود مىپیچد، و دیگر چیزى نگفت، و سکوت محض اختیار کرد، و هى با خود غرّش مىکرد، و بدنش را تکان مىداد.
از این جمله شیخ خودمان، ما آنقدر مسرور و مبتهج شدیم که در پوست نمىگنجیدیم، برخاستیم و برگشتیم و در راه دائما شیخ را مىبوسیدیم، و بعضى از دوستان ما بىاختیار مىخواست شیخ را در حین عبور از خیابان و کوچه در آغوش بگیرد، و بغل کند، و به او گفتیم: تو از شدّت سکوت خود، ما را خسته کردى و گفتیم: مفحم و محکوم شدهاى! ولى تنها و تنها فقطّ با این یک جملهات، تمام سخنان طویل و عریض او را باطل کردى جَزاکَ اللهُ عَنِ الإسْلاَمِ وَالقُرآنِ خَیْرًا.
این بود مختصرى راجع به مذهب وهّابیّه.
انحرافات عقیدتى شیخیّه
و امّا طایفه شیخیّه، آنان نهایت سیر انسان را به ذات أقدس حقّ نمىدانند، و وصول او را به مقام عزّ شامخ حضرت احدیّت، و فناء و اندکاک هستى او را در ذات او جلّ و عزّ، صریحا انکار مىکنند.
فَبِنآءً علیهذا، امکان عرفان الهى و معرفت ذات حقّ را درباره انسان منکرند و مىگویند:
نهایت سیر عرفانى و کمالى انسان به سوى ولىّ اعظم است، که حجاب أقرب و واسطه فیض است.
ایشان مىگویند: ذات أقدس حقّ از هر اسم و رسمى برىّ، و از هر صفتى مبرّى است، بنابر این أسماء و صفات حقّ، عین ذات او نیستند، و در مرحله پائینتر قرار دارند، و بالنّتیجه ذات حقّ فاقد هر صفتى و هر اسمى است.
حضرت ولىّ اعظم و قطب دائره امکان: امام زمان، اسم خداست، و در رتبه پائینتر از ذات حقّ است، و چون سیر به سوى ذات که خارج از هر اسم و رسمى است، و ازلى و ابدى است، و ما لا نِهَایَةَ لَه مىباشد محال است، لذا غایت سیر انسان به سوى اسم اعظم حقّ است، که همان ولىّ أعظم است که فاصله بین خداوند و بین عالم خلق است.
