
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
169«خداوند به آسمان دنیا پائین مىآید، همان طور که من پائین مىآیم، و در این حال از یک پلّه از پلّههاى منبر به زیر آمد».
در این حال یک فقیه مالکى که به ابْن الزَّهْرآء معروف بود، بر علیه او سخن گفت، و به معارضه برخاست. و آنچه را که ابن تیمیّه گفته بود به شدّت ردّ کرد.
همه مردم برخاستند، و به سمت این فقیه آمدند، و با دستها و کفشهاى خود او را مفصّلا کتک زدند بطورى که عمامۀ او به زمین افتاد و کلاه زیر عمامهاش معلوم شد که حَریر است، این لباس را مُنْکَر شمردند، و او را به خانه عِزّ الدّین بن مسلم که قاضى حنابله بود بردند. قاضى حکم کرد او را به زندان بردند و تعزیر کردند، ولى فقهاى مالکیّه و شافعیّه1 تعزیر او را نپسندیدند و منکر شمردند.
و بالأخره داستان به سوى ملک الامراء سیف الدّین تنکیز ارجاع شد، و او از بهترین اُمَرآء و صالحان ایشان بود، و او داستان را براى ملک ناصر نوشت. و نامه مفصّلى مبنى بر شهادت شرعى بر علیه ابن تیمیّه که در آن امور منکرهاى را بر شمرده بود، نوشت. و آن نامه را به سوى ملک ناصر فرستاد و او امر کرد ابن تیّمیه را در قلعه حبس کنند، و او را حبس کردند، تا زمانی که وفات یافت2.
بنابر آنچه ذکر شد بسیار صریح و بطور روشن معلوم مىشود که: ابن تیمیّه قائل به تجسّم خدا بوده است، و تمثیل او به پائین آمدن خودش از یک پلّه منبر خوب مىرساند که مراد از نزول خدا، نزول مکانى بوده است تَعَالَی اللهُ عَنْ ذَلِکَ و بنابر این آنچه را که مُحَمَّدْ بَهْجَتْ عَطَّار در کتاب «حیاة ابن تیمیّه» آورده است که: در آن وقتى که ابن بطوطه در دمشق بوده است، ابن تیمیّه در قلعه دمشق محبوس بوده، و بنابر این شخص دیگرى بر منبر دمشق سخنان مزبور را اظهار داشته، و ابن بَطُوطَه او را با ابن تیمیّه اشتباه کرده است، سخنى بیجا و توجیهى غیر قابل قبول است، زیرا ابن بطوطه با آن فراست و کیاست و با آن سابقه، چگونه ممکن است ابن تیمیّه را نشناسد، و شخص دیگرى را بجاى او اشتباه کند؟ آن هم با این خصوصیّاتى که ابن بطوله از این داستان ذکر کرده است.
از همه اینها گذشته ابن بطوطه سیّاح و جهانگرد بوده است، و در این رحله،
- . «رحله ابن بطوطة» طبع دار صادر، دار بیروت، 1384 هجریة ص 95 و ص 96.
- . همان.
