
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
143و اگر این موجودات را داراى قدرت مستقلّ و حیات و علم مستقلّ بدانیم، گر چه به إعطاء حقّ باشد، این هم غلط است، زیرا این کلام عین شرک و ثنویّت و تعدّد آلِهه و اشکالات بىشمارى دیگر مىگردد.
عنوان إعطاء، با عنوان استقلال سازش ندارد، چون لازمه این گفتار، تولّد موجودات از ذات حقّ مىشود، و این کلام عین تفویض است، و مىدانیم که خداوند ﴿لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ﴾ است.
و بنابر این هیچ چاره علمى و فلسفى نداریم، مگر آنکه کثرات این عالم و موجودات را مَظاهر و مَجالى ذات أقدس حقّ بدانیم، بدین گونه که قدرت و حیات و علم، اختصاص به ذات حقّ دارد، و در این موجودات به حسب سعه و ضیق ماهیّت و هویّت آنها ظهور و بروز کرده است، یعنى استقلال در وجود منحصر به ذات اقدس حقّ است، استقلال در حیات و علم و قدرت و سایر أسماء و صفات اختصاص به ذات حقّ دارد، و در غیر ذات حقّ، تَبَعى و عَرَضى است، در ذات حق أصالتى است، و در موجودات مرآتى و آیتى.
و علیهذا در أرواح مجرّده، و نفوس قدسیّه فرشتگان عِلْوى، و نفوس ناطقه مطهّره أنبیاء و أئمّه علیهم السّلام، و در حضرت مهدى قائم آل محمّد که سعه وجودى آنها بیشتر است، طبعا بیشتر ظهور و بروز نموده، و این آئینهها بطور تامّ و تمامى، حکایت از ذات و صفات اقدس حضرت حقّ مىکنند.
و روى این اصل قدرت و علم و حیات، در عین اختصاص به ذات حقّ، ظهورش در این مَرائى و آئینهها شهودا غیر قابل انکار، و عقلا لازم و ثابت است.
ظهور و ظاهر، و حضور و حاضر، یک چیز است، معناى حرفى مندکّ در معناى اسمى است.
موجودات، بدون إستثناء همگى آیات و علامات و معانى حرفیّه نسبت به ذات حقّ متعال هستند، و تصوّر معناى استقلال براى معناى حرفى غیر معقول است، و در قیاس برهانى موجب خُلف مىگردد.
معناى حرفى با معناى اسمى دو چیز نیستند، معناى حرفى کیفیّت و خصوصیّت معناى اسمى را نشان مىدهد.
