اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

142
  •  این روایات مى‌فهماند که رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم، اسلام را بر این پنج اساس که از جمله آن توحید است بیان فرموده‌اند، و لیکن چون عامّه به همان ظاهر شهادتین اکتفا کرده، و إقرار به مجرّد نبوّت را گر چه مقارن با مخالفت امر رسول خدا درباره ولایت باشد، از اساس اسلام شمرده، و به همان اکتفا نموده‌اند، لهذا أئمّه طاهرین سلام الله علیهم أجمعین، روایات وارده از رسول خدا را بدین قسم تفسیر کرده‌اند که: إقرار به توحید و به نبوّت بدون إقرار به وَلایت جز ظاهرى بیش نیست، و حقیقت اعتراف به آن مستلزم اقرار به ولایت است، و دخول در عالم توحید، مشروط از عبور از ولایت است. و این دو امر از هم جدا و منفکّ نمى‌باشند.

  •  حقیقت اسلام به وَلایت متّکى است، که مفتاح توحید در مظاهر أسماء و صفات و أفعال است، و نیز باطن و جوهره نبوّت است.

  •  این بود بحث شریف درباره حقیقت ولایت، و عدم انفکاک آن از توحید حضرت بارى تَعالى شأنُه.

  •  و در این مسئله دو طائفه به ضلالت و گمراهى رفته‌اند: أوّل ـ طائفه وهّابیّه، دوّم ـ طائفه شیخیّه.

  • انحراف فرقه وهابیّه در توحید ذات الهى‌

  •  أمّا طائفه وَهَّابِیَّه، آنان قدرت و عظمت و علم و إحاطه و حیات و سایر أسماء و صفات حضرت حقّ را از موجودات، جدا مى‌دانند، بدین معنى که عنوان وساطت را از وسائط، و مرآتیّت را از آئینه‌هاى وجود که مظاهر و مجالى ذات حقّند، الغاء مى‌کنند، و بنابر این اصولا معناى ظهور و تجلّى را در عالم امکان نمى‌دانند.

  •  و بنابر این در اشکال و محذورى واقع مى‌شوند، که تا روز قیامت هم اگر فکر کنند ابدا رهائى و خلاصى از آن را ندارند، و آن اشکال این است که:

  •  ما وجدانا و شهودا موجودات بسیارى را در این عالم مشاهده مى‌کنیم، و همه آنها را داراى حیات و علم و قدرت مى‌بینیم، این جاى شبهه و تردید نیست، موجودات مؤثّر را در این جهان نمى‌توانیم انکار کنیم.

  •  حال مى‌گوئیم: اگر حیات و قدرت و علم را در ذات أزلى حقّ بدون این موجودات و کثرات بدانیم، این کلام وجدانا و شهودا غَلَط است، زیرا وجود این صفات در موجودات از ضروریّات و یقینیّات است.