
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
134بزرگوارت که پاکترین افراد بشر بودهاند، و به حقّ نیاکان گرامیت که مکرّمترین مردم بودند، سوگند مىدهیم که: چهره و سیماى میمون و مبارکت را به ما نشان دهى! و براى ما حدیثى از پدرانت، از جدّت روایت کنى، تا بدینوسیله ما پیوسته در یاد تو باشیم.
حضرت دستور دادند، که بَغْله و کجاوه را نگه دارند، و پرده هودج را بالا زنند.
در این حال چشمان مسلمین به طلعت مبارک و میمون او روشن شد، و دو طرّه گیسوان او از دو طرف مانند دو طرّه گیسوان رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم آویزان بود، و تمام اصناف و گروههاى مختلف مردم همه ایستاده بودند.
بعضى صیحه و فریاد مىزدند، و بعضى گریه مىکردند، و بعضى لباس خود را پاره مىنمودند، و بعضى در خاک مىغلطیدند، و بعضى دهانه و لجام قاطر را مىبوسیدند، و بعضى گردنهاى خود را بلند کرده، تا داخل، هودج را که سایبانش پس رفته بود ببینند، و این هیاهو و غوغا تا نیمه روز به طول انجامید، و اشکهاى مردم همچون نهرها جارى شد، و دیگر صداها آرام گرفت، و پیشوایان و قاضیان فریاد مىکشیدند: مَعَاشِرَ النَّاسِ اسْمَعُوا، وَعُوا، وَلاَ تُؤْذُوا رَسُولَ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم فِی عِتْرَتِهِ، وَ أنْصِتُوا.
«اى مردم گوش فرا دهید، و حفظ کنید و بگیرید، و رسول الله را در عترت او میازارید، و همگى ساکت شوید».
در این حال حضرت رضا علیهالسّلام این حدیث را إملاء کردند، درحالىکه بیست و چهار هزار قلمدان غیر از دواتهائى که مردم با خود داشتند، از کمرها و جیبها بیرون آورده و مىنوشتند.
و آن کسانى که گفتار حضرت را به مردم مىرسانیدند، و با صداى بلند بازگو مىکردند: أبُوزُرعة رازِی و مُحَمَّدُ بْنُ أسْلَم طُوسِی بودند، رحمة الله علیهما.
حضرت فرمودند: حدیث کرد براى من پدرم: موسى بن جعفر کاظم که گفت: حدیث کرد براى من پدرم: جعفرُ بن محمّد صَادِق که گفت: حدیث کرد براى من پدرم: محمّدُ بنُ علىّ باقر که گفت: حدیث کرد براى من پدرم: علیُّ بن الحسین زَیْنُ العابدین که گفت: حدیث کرد برای من پدرم: حسینُ بن علیّ شَهِیدُ أرْضِ کرْبَلاء که
