
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
130الله است، این کلام غلط و عین شرک است.
میان ماه من تا ماه گردون *** تفاوت از زمین تا آسمان است دانۀ فلفل سیاه و خالِ مهرویان سیاه *** هردوجان سوزند امّا این کجا وآن کجا؟ شکّر مازندران و شکّر هندوستان *** هر دو شیرینند امّا این کجا و آن کجا؟ از اینجاست که در «نهج البلاغه» در نامه 28 از باب رسائل که أمیرالمؤمنین علیهالسّلام به معاویه مىنویسند در ضمن آن مىگویند: فَإنَّا صَنَائِعُ رَبِنَّا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنائِعُ لَنَا «ما دست پروردگان پروردگارمان هستیم، و مردم پس از این دست پروردگان ما هستند»1.
مجلسى رحمة الله علیه در ج 8 از ط کمپانى در ص 536 از «بحار الانوار» گوید: «این گفتار مشتمل بر أسرار عجیبهاى است از غرائب شأن آنها که عقول از ادراک آن عاجز است و ما به قدر توان خود مقدارى که مىتوانیم اظهار کنیم، بیان مىکنیم، پس مىگوئیم: صَنیِعَةُ الْمَلِکِ مَنْ یَصْطَنِعُهُ وَ یَرْفَعُ قَدْرَهُ. وَ مِنْهُ قَوْلُهُ تَعَالَی: ﴿وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي﴾ أیِ اخْتَرتُکَ وَ أخَذْتُکَ صَنِیعَتی لِتَتَصَرَّفَ عَنْ اِرَادَتی وَ مَحَبَّتی «دست پروده پادشاه و سلطان به کسى گویند که او را براى خودش تربیت مىکند، و ارزش او را بالا مىبرد، و از این قبیل است گفتار خداوند تعالى، به حضرت موسى که: من تو را براى خودم پروردهام، یعنى من تو را براى خودم اختیار کردهام و دست پرورده خودم قرار دادهام تا بدین جهت، تو هر کار که مىکنى از روى اراده من و محبّت من باشد.
پس معنى و مُفاد گفتار أمیرالمؤمنین علیهالسّلام این مىشود که: هیچ بشرى بر ما نعمتى ندارد بلکه فقط خداوند است که بر ما نعمت ارزانى داشته است. پس بین ما و خداوند هیچ واسطهاى نیست، و مردم بتمامى و همگى دست پرورده ما هستند و بنابر این، ما واسطه بین مردم و بین خدا هستیم».
و ابن ابى الحدید در شرح «نهج البلاغه» ط بیست جلدى در ج 15، ص 194 گوید: «این کلام عظیمى است که بر هر گفتارى برترى و تفوّق دارد و معنایش بر هر معنائى برترى و تفوّق دارد، صَنیِعَةُ الْمَلِکِ مَنْ یَصْطَنِعُهُ وَیَرْفَعُ قَدْرَهُ حضرت مىفرماید:
- . «نهج البلاغه» ج 2، از ط عبده مصر ص 32 و «احتجاج طبرسى» ط نجف ج 2 ص 260.
