اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

119
  •  بنابر أمر وَلآئى رسول خدا، زینب ازدواج با زید را پذیرفت، و در تحت حباله نکاح او درآمد1، ولى این ازدواج مقرون به آرامش و سکون نبود، پیوسته زینب در خود شرف و بزرگى مى‌دید، و زید: شوهر خود را غلام آزادشده پسر دائى خود: مُحَمَّد رَسُولَ اللَه.

  •  و این عدم توافق روحى کار را بر زید تنگ کرد، و کرارا به نزد رسول خدا آمد، و اجازه مى‌خواست تا زینب را طلاق گوید، و پیغمبر اجازه نمى‌داد، و مى‌فرمود: باید زنت را نگاهدارى کنى، و طلاق ندهى.

  •  ﴿وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللهَ﴾. (نیمه اوّل آیه 37).

  •  «و اى پیغمبر مى‌گفتى به آن کسى که خداوند بر او نعمت بخشیده بود، و تو نیز بر او نعمت ارزانى داشته بودى که: زنت را براى خودت نگاهدار، و رها مکن، و از خداوند بپرهیز».

  •  تا آنکه آن‌قدر زندگى آنان مشکل شد که زید خسته شد، و نزد رسول الله آمد و گفت من دیگر تحمّل صبر و شکیبائى با او را ندارم، و اذن مى‌خواهم تا او را طلاق دهم، و پیغمبر اذن دادند، و او را طلاق داد.

  •  در اینجاست که پیغمبر به أمر خدا مأمور مى‌گردند تا حکم دوّم یعنى الغاء آثار پسر خواندگى را اجرا کنند، آنهم در اوّلین مرحله درباره خود، به اینکه: زینب را که زن پسر خوانده خود و در حکم عروس آن حضرت بود، به نکاح خویش درآوردند، تا عملا بر مردم روشن گردد، که عروس پسر خوانده، عروس انسان نیست، و نکاح او بدون اشکال است. و لیکن پیغمبر از مردم در خوف و هراس بودند، که این امر در نزد مردم بى‌سابقه است و اگر زینب را نکاح کنند، مردم مى‌گویند: با عروس خود نکاح کرده، و از دین برمى‌گردند، و اسلام چه بسا در این مراحل محتمل بود منقلب شود.

  •  این آیه آمد که اى پیغمبر تو از مردم در خشیت و ترس مى‌باشى! نترس! و أمر خدا را عملى کن و خداوند سزاوارتر است از اینکه از او بترسى! و آنچه را که از امر خدا راجع به ازدواج با زینب پنهان مى‌کنى و به مردم نمى‌گوئى، خداوند آن را ظاهر و آشکار مى‌سازد:

    1. . در کتاب «أخبار الزّینبات» تألیف أبى الحسین یحیى بن الحسن بن جعفر الحجّة بن عبید الله الاعرج بن الحسین الاصغر بن الإمام السّجّاد علیه‌السّلام، که از متقن‌ترین کتب و از نفایس آثار قدما و تاریخ دست نخورده صدر أوّل است و أخیراً دست نویسى شده و به طبع درآمده است، در ص 103 و 104 در ضمن ترجمه أحوال زینب بنت جحش، با سند متّصل خود گوید:
      کانتْ زینبُ مِمّن هاجَرَ مع رسولِ الله صلّى الله علیه وءاله و کانتِ امْرأةً جَمیلةً، فخطَبَها رسولُ اللهِ صلّى الله علیه وءاله على زیدِ بنِ حارثةَ، فقالت: یا رسولَ اللهِ! لا أرْضاهُ لِنفْسى و أنا أیِّمُ قریش! قال: فإنّى قد رَضیتُه لکِ! فَتزوّجَها زیدُ بنُ حارثةَ.
      «زینب دختر جحش از کسانى بود که با رسول خدا به مدینه هجرت نمود، وى زن زیبائى بود. رسول خدا صلّى الله علیه وآله او را براى زید بن حارثه خواستگارى نمودند. زینب گفت: اى رسول خدا! من او را براى خودم نمى‌پسندم، چرا که من بیوه قریش هستم و باید شوهر از قریش بگیرم! رسول خدا صلّى الله علیه وآله فرمود: من زید را براى تو پسندیدم و رضا داده‌ام. بنابراین زید بن حارثه وى را به نکاح خود در آورد.»
      أمر ولائى حضرت از این استفاده مى‌شود که پس از آنکه زینب گفت: من راضى نیستم، رسول خدا فرمود: من راضى هستم و زید را براى تو مى‌پسندم