
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
117مردم، و تبلیغ کن آنچه را که از طرف پروردگارت به تو نازل شده است، و اگر بجا نیاورى رسالت خدا را تبلیغ نکردهاى! و خداوند تو را از مردم حفظ مىکند» (آیه 67 از سوره 5: مائده).
رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم در وقت آمدن احکام شدید که مردم در بدو أمر تحمّل آن را نداشتند، آن حکم را اوّل درباره خود و اقوام و نزدیکان خود پیاده مىفرمود، و عمل مىکرد، تا مردم بدانند که رسول الله خود با نفس نفیس خود، در معرض این حکم قرار گرفته، و درباره خود اِجرا کرده است، و بنابر آن، استیحاش و نگرانى از بین برود، و یا لااقلّ تخفیف پیدا کند.
مثلا وقتى که خواست ربا را بردارد، و حکم به حرمت آن کند، و پولهاى ربوى را که مردم در جاهلیّت از یکدیگر طلب داشتند، فسخ کند و آن را بىاعتبار بشمارد، اوّل بار، درباره عمویش عبّاس، این حکم را اجرا کرد، و تمام پولهاى ربوى را که او از مردم طلب داشت اسقاط کرد چنانکه در خطبه حجَّة الوداع که در عرفات ایراد فرمود، آمده است که: وَ وَضَعَ رِبَا الْجَاهِلیَّةِ وَ أوَّلُ رِبًا وَضَعَهُ رِبَا عَمِّهِ الْعَبَّاسِ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ. 1.
و نیز وقتى که خواست ارزش خونهاى مشرکین و غیر مسلمان را بردارد، اوّل درباره پسر عموى خودش: رَبیعَة بن حَارث بن عبد المطّلب، که در شرک و در جاهلیّت ریخته شده بود و هُذَیْل او را کشته بود، برداشت و در خطبه فرمود، چنانکه آمده است: وَ وَضَعَ الدِّمَآءَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ وَ أوّلُ دَمٍ وَضَعَهُ دَمُ ابْنِ عَمِّهِ رَبِیعَةَ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ عَبْدِالْمُطَّلِبِ قَتَلَهُ هُذَیْلٌ.
فَقَالَ: أوَّلُ دَمٍ أبْدَاُ بِهِ مِنْ دِمَآءِ الْجَاهِلِیَّةِ مَوْضُوعٌ فَلاَ یُطَالَبُ بِهِ فِی الاِسْلاَمِ2.
و در همین خطبه مىفرماید: إنَّ دِمَآءکُم وَ أمْوَالَکُمْ حَرَامٌ عَلَیْکُمْ کَحُرْمَةِ یَوْمِکُمْ هَذَا، فِی شَهْرِکُمْ هَذَا فِی بَلَدِکُمْ هَذَا. ألاَ کُلُّ شَیْئٍ مِنْ اَمْرِ الْجَاهِلِیَّةِ تَحْتَ قَدَمِی مَوْضُوعٌ؛ وَ رِبَا الْجَاهِلِیَّةِ مَوْضُوعٌ؛ وَ أوَّلُ رِبآء أَضَعُ رِبَا الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ.
«بدانید که: حقّا خونهاى شما و مالهاى شما بر یکدیگر حرام است، مانند
- . «سیره حلبیّه»، ج 3 ص 298.
- همان.
