
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
10638 ـ و از نور وجود اوست که مشکاه ذات من روشن شده است، و چنان آن مِشکاه ذات نورانى گردیده است که شب و عشاء من همانند روز روشن شده است.
39 ـ و من با انوار خود انس پیدا کردم، و من هادى آنها بودم، و آنها را فرستادم، و متوجّه باش که این أنوار از نفس پیدا شده است، که خود نفس بر آن تابش نموده و إشراق کرده است.
40 ـ و ماهِ وجود من هیچوقت غروب نمىکند، و خورشید من هیچگاه غائب نمىگردد، و بواسطه من است که تمام کواکب درخشان و نور دهنده که همچون دانههاى درّ هستند هدایت مىیابند.
در لوازم و آثار ولایت کلّیّه که فناء مطلق است
بارى این مطالبى را که در این درس نقل کردیم از فلاسفه بزرگ و عرفاء عالیقدر اسلام، حقایقى است که براى سالک، در حال عرفان و شهود حضرت حقّ جلّ و عزّ در عالم فناء مطلق که فناء در ذات و فناء در جمیع أسماء و صفات اوست پیدا مىشود، یعنى در مقام ولایت کلّیّه که حجاب و پردهاى نیست، و حتّى حجاب إنّیّت و خودیّت سالک به تمام معنى الکلمه پاره شده و از بین رفته است، و در این مقام است که ذات اقدس حقّ، خود سخن مىگوید، و خود مىبیند، و خود مىشنود، و خود أخذ و بَطْش مىکند.
و مبادا انسان این مطالب را باور نکند، و بر گزافهگوئى و مبالغهسرائى حمل کند، زیرا این حقایق همه در مقام عرفان و توحید است، یعنى در حقیقتْ این حقایق از شخص متحقّق به توحید سر مىزند، یعنى از شخص فانى که به بقاء حضرت حقّ باقى شده است، یعنى از خود حضرت حقّ جلّ و عزّ، زیرا که غیر از او مصدر فعل و اصالتى در عالم نیست، غایة الأمر قبل از مقام لقاء و عرفان و فناء، مردم خود را از روى جهالت مستقلّ در امور مىپنداشتند، و اینک در عالم توحید فهمیدند که اشتباه مىکردند و مىگفتند، بلکه یگانه وجود مؤثّر و مستقلّ، غیر از ذات حضرت احدیّت موجودى نیست ﴿تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ﴾. و نهایت سیر ما به سوى خدا مقام توحید است، و إنکار این معارف، سیر ما را به سوى خدا مسدود مىکند، و راه عرفان إلهى را مىبندد، و بهره ما را از مواهب الهیّه بىدریغ و بىکمّ و کیف، و استعداد غیر متناهى براى وصول به مقام عزّ شامخ حضرتش را محدود به حیات دنیوى و اشیاء
