اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

87
  • شرح کلام ابن سینا در مقامات اهل عرفان بالله‌

  •  أبو على سینا در «اشارات» گوید: فَإذَا عَبَرَ الرِّیَاضَةَ إلِی النّیْلِ، صَارَ سِرُّهُ مِرْآةً مَجْلُوَّةً مُحَاذِیًا بِها شَطْرَ الْحَقِّ؛ وَ دَرَّتْ عَلَیْهِ اللَّذَّاتُ الْعُلَی؛ وَ فَرِحَ بِنَفْسِهِ لِمَا بِهَا مِنْ أثَرِ الْحَقِّ، وَ کَانَ لَهُ نَظَرٌ إلَی الْحَقِّ وَ نَظَرٌ إلَی نَفْسِهِ وَ کَانَ بَعْدُ مَتَرَدِّدًا.1.

  •  یعنى: «چون شخص عارف، ریاضتش تمام شد و به مطلوب و مرادش نائل آمد، که همان اتّصال به حقّ باشد، سرّش همچون آئینه درخشان، در مقابل حضرت حقّ قرار مى‌گیرد، و حقّ در آن تجلّى مى‌کند، و لذّات عالم علوى پیوسته و افاضات حقیقى دائما بر آن فَیَضان مى‌کند و مى‌ریزد، و از این محبّت و أثر حقّ، مبتهج و مسرور مى‌شود، زیرا که آن را اثر حقّ مى‌بیند، و در این هنگام دو نظر دارد: یک نظر به حقّ دارد که محلّ بهجت و مسرّت است، و یک نظر به لذّاتى دارد که از جانب حقّ مورد بهجت قرار گرفته است، و در این حال بین این دو نظر متردّد است».

  •  و سپس مى‌گوید: ثُمَّ إنَّهُ لَیَغِیبُ عَنْ نَفْسِهِ؛ فَیَلْحَظُ جَنَابَ الْقُدْسِ فَقَطُّ؛ وَ إنْ لَحِظَ نَفْسَهُ فَمِنْ حَیْثُ هِیَ لاَ حِظَةٌ؛ لاَ مِنْ حَیْثُ هِیَ بِزِینَتِهَا؛ وَ هُنَاکَ یَحِقُّ الْوُصُولُ2.

  •  این آخرین درجات سلوک الى الله، یعنى مقام وصول است.

  •  یعنى: «عارف پس از طىّ آن مرحله، دیگر از خودش غائب مى‌شود، و فقطّ جناب اقدس حضرت حقّ را مى‌بیند و نظر مى‌کند، و اگر هم أحیانا به نفس خودش نظرى کند، ازاین‌جهت است که آن نفس، بیننده و نظر کننده است، نه از جهت آنکه از حقّ داراى کمالاتى شده است، و منتقش به صورت‌ها، و متزیّن به زینت‌هائى گردیده است. و در این حدّ و منزلت، وصول به حقّ، به مقام تحقّق مى‌رسد و حقیقت پیدا میکند.

  •  و پس از آن مى‌گوید: اَلْعِرْفَانُ مُبْتَدِئٌ مِنْ تَفْرِیقٍ وَ نَفْضٍ وَ تَرْکٍ وَ رَفْضٍ مُمْعِنٌ فِی جَمْعٍ هُوَ جَمْعُ صِفَاتِ الْحَقِّ؛ لِلذَّاتِ الْمُرِیدَةِ بِالصِّدْقٍ مُنْتَهٍ إلَی الْوَاحِدِ؛ ثَمَّ وُقُوفٌ3.

  •  «یعنى براى شخص سالک الى الله، عرفانْ از تفریقْ، و نَفْضْ، و تَرْک، و رَفْض شدید شروع مى‌شود.

    1. . «اشارات»، طبع حروفى ج 3، ص 91 تا 93.
    2. . اشارات، طبع حروفى ج 3، ص 91 تا 93.
    3. . همین کتاب، ص 96 تا 98.