
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
82و مظهریّت هم متفاوت است، طبق تفاوت مراتب وصول. انسان معمولى و عادى به همین مقدار که ملاحظه مىشود، مظهر اسم علیم، و سمیع، و بصیر، و قدیر، و حىّ است، فلذا به همین مقدار از حیات و علم و قدرت و بینائى و شنوائى اکتفا کرده است، و به هر مقدار که سیر انسان به سوى حقّ شدّت یابد، و مظهریّت اسماء و صفات شدّت یابد، تجلّى این اسماء و صفات در انسان شدیدتر مىگردد، یعنى به هر درجه که انسان از تعیّن و محدودیّت هستى خویش بگذرد، بیشتر در دریاى واسع اسماء و صفات وارد مىگردد، و بهره افزونترى مىبرد.
تا برسد به جائیکه مظهر تامّ اسم و صفتى قرار گیرد، یعنى به مقام فناء مطلق در اسم و صفتى برسد، همچون اسم عالم، و قادر، و رحمن، و رحیم، و غیرها، در این صورت آن اسم بنحو اتمّ و اکمل در انسان متجلّى مىشود.
اگر کسى به مقام فناء در اسم عالم و صفت علم حقّ تعالى برسد، مظهر تامّ و تمام اسم عالم و صفت علم حقّ مىگردد، یعنى از همه جا، و از همه کس، و از همه چیز، مطّلع مىگردد مَاکَانَ وَ مَا یَکُونُ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ در نزد او یکسان است. علم به مجرّدات، و علم به مادّیّات، علم به دنیا، و علم به آخرت، همه و همه در نزد او حاضر است یعنى او به علم شهودى و حضورى و وجدانى، موجودات را ادراک مىکند.
و اگر کسى به مقام فناء در اسم حىّ، و صفت حیات حقّ تعالى برسد، مظهر تامّ آن اسم و صفت حقّ مىگردد، یعنى با همه موجودات به حیات حقّ موجود است، و با هر چیز از ذرّه کوچک تا اشیاء کبیره معیّت در حیات پیدا مىکند، و همچنین اگر کسى به مقام فناء در اسم قادر، و صفت قدرت حقّ برسد، مظهر تامّ آن اسم و صفت مىشود، و براى انجام هر چیز تواناست، کوچک و بزرگ در نزد او بىتفاوت است، و با قدرت حقّ متعال توانائى هر چیز را دارد، از إحیاء و إماته، و شفاء امراض، و تغییر و تبدیل در اوضاع و اُمور با إذن حقّ تعالى.
و اگر کسى به مقام فناء در اسم الله و یا در اسم هُو برسد، چون الله اسم جامع جمیع صفات حقّ است، بنابر این مظهر هر صفت و اسمى مىگردد، و زنده کردن، و میراندن، و توانائى بر هر أمرى از امور و علم و دانائى نسبت به هر حادثهاى از حوادث، براى اوست.
