
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
228کرد، و گوارا باد براى علىّ به جهت برترى و تفضیلى که خدا به او مرحمت فرمود».
سپس رو به من نمود و گفت: چرا اینجا خوابیدهاى؟! من داستان را به او گفتم، حضرت فرمود: برخیز و آن را بکُش، و بعد از آن رسول خدا دست مرا گرفت و فرمود: یَا أَبَا رَافِعٍ لِیَکُونَنَّ عَلِیٌّ مِنْکَ بِمَنْزِلَتِی غَیْرَ أنَّهُ لاَ نَبِیَّ بَعْدِی! إنَّهُ سَیُقَاتِلُهُ قَوْمٌ یَکُونُ حَقًّا فِی اللهِ جِهَادُهُمْ فَمَنْ لَم یَسْتَطِعْ جِهَادَهُمْ بِیَدِهِ فَجَاهَدَهُمْ بِلِسَانِهِ؛ فَإنْ لَمْ یَسْتَطِعْ بِلِسَانِهِ فَحَاهَدَهُمْ بَقَلْبِهِ؛ لَیْسَ وَرَآءَ ذَلِکَ شَیْءٌ؛ وَ هُوَ عَلَی الْحَقِّ وَ هُمْ عَلَی البَاطِلِ.1
«اى أبو رافع! منزله على نسبت به تو همان منزلهایست که من نسبت به تو دارم، و فقطّ تفاوتش این است که پیغمبرى بعد از من نیست، بدان که بعدا با على جماعتى جنگ مىکنند، واجب است که در راه خدا انسان با آنان جهاد کند، و کسى که نتواند با دست جهاد کند، با زبانش جهاد کند، و اگر نتواند با زبان جهاد کند، با دلش جهاد کند، غیر از این هیچ تکلیفى نیست، علىّ بر حقّ است، و ایشان بر باطل».
و سپس رسول الله از منزل خارج شد و گفت: اى مردم! هر کس دوست دارد که أمین مرا ببیند، ابن أبى رافع أمین من است.
محمّد بن عبید الله گوید: چون مردم با علىبنأبیطالب بیعت کردند، و طلحه و زبیر علم مخالفت برداشته، و به سوى بصره رفتند، و معاویه و اهل شام با علىّ مخالفت کردند، أبو رافع گفت: این است قول رسول خدا که با على جماعتى جنگ مىکنند، واجب است جهاد با آنان، و اگر کسى نتواند با دست جهاد کند، با زبان کند، و اگر نتواند با زبان جهاد کند، با نیّت و دلش بکند، و غیر از این هیچ راه دگرى نیست.
أبو رافع خانه و زمین خود را که در خیبر داشت فروخت، و با آنکه شیخ و پیرمردى فرتوت بود و هشتاد و پنج سال از عمرش مىگذشت با عیالات خود و قبیلۀ
- . این روایت را در «غایة المرام» ص 106 در تحت حدیث شماره بیست و یکم از عامّه از حافظ ابو نعیم اصفهانى مرفوعا آورده است. و مجلسى در «بحار الانوار» ط کمپانى ص 34 از «امالى» شیخ طوسى روایت کرده است. و همچنین در خود «غایة المرام» ص 108 در تحت حدیث شماره نهم از خاصّه از «امالى» طوسى آورده است. و نیز صدر این روایت را سیوطى در «الدّرّ المنثور» ج 2، ص 294 آورده است.
