اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

220
  •  بارى اینک که تا اندازه‌اى شأن نزول، و جهات ولایت راجع به آیه شریفه روشن شد، سزاوار است که در پیرامون بعضى از روایات وارده و سپس در تبیین و تفسیر آیه شریفه به بحث پردازیم:

  •  در «غایة المرام» در پیرامون این آیه بیست و چهار روایت از طریق عامّه، و نوزده روایت از طریق خاصّه روایت مى‌کند، و ما اینجا به ذکر بعضى از آنها مبادرت مى‌جوئیم:

  • بیان تفسیر ثعلبى در شأن نزول آیه ولایت‌

  •  1 ـ ثعلبى گفته است که: سدّی و عُتْبَةُ بْنُ أبی حَکِیم و غَالِبُ بْنُ عَبْدِ اللهِ گفته‌اند که: مراد خداوند سبحانه و تعالی از گفتار خود: ﴿إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ و يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ﴾، علیّ بن ابیطالب علیه‌السّلام بوده است، چون وقتى او در مسجد و در حال رکوع بود، و انگشترى خود را عطا کرد.

  •  و سپس ثعلبى گفته است: خبر داد به ما ابو الحسن محمّد بن قاسم فقیه، او گفت: حدیث کرد براى ما عبد الله بن أحمد شعرانى، او گفت: خبر داد به ما أبو علىّ أحمد بن علىّ بن رَزین، او گفت: حدیث کرد براى ما مظفّر بن حسن انصارى، او گفت: حدیث کرد براى ما سرّى بن على ورّاق، او گفت: حدیث کرد براى ما یحیى بن عبد الحمید حمانى، از قیس بن ربیع، از أعْمَشْ، از عبایة بن ربعىّ، او گفت: حدیث کرد براى ما عبد الله بن عبّاس که در وقتى که او در لب چاه زمزم نشسته بود، و براى مردم از قول رسول الله صلّى الله علیه و آله و سلّم سخن مى‌گفت، مردى که: سر و صورت خود را به عمامه پیچیده بود، به ما وارد شد، و ابن عبّاس هر روایتى را که از رسول الله نقل مى‌کرد، و مى‌گفت: قال رسول الله، او هم بلافاصله روایتى را از رسول الله نقل مى‌کرد، و مى‌گفت: قال رسول الله.

  •  ابن عبّاس به او گفت: تو را به خدا سوگند مى‌دهم که خود را معرّفى کنى! تو کیستى؟!

  •  آن مرد عمامه را از چهره خود برداشت، و گفت: أیُّها النّاس هر کس مرا مى‌شناسد که مى‌شناسد، و هر کس مرا نمى‌شناسد من جُندَبُ بْنُ جنَادَة بَدْریّ: أبُوذَرّ غِفَاریّ هستم!