
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
2172 ـ آل یاسین در میان جمیع مردمان فقطّ پنج نفرند، چون در میان خلایق ایشان صاحب یمن و برکت هستند».
و جبریل آمد و این آیه آورد: ﴿إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ﴾، و بر رسول خواند، رسول اعرابى را گفت: کیست آن که تو را چیزى داد؟! گفت: برادر و پسر عمّت: علىبنأبیطالب.
رسول علیهالسّلام گفت: هَنِیئًا لَکَ یَا عَلیُّ، گوارنده باد تو را آن درجه که نزدیک است به درجه من و ابراهیم! آنگه چون صحابه آن دیدند هر کس انگشترى داشت بداد، تا در خبر است: أعرابى را چهارصد انگشترى در آن روز بدادند، أعرابى شادمانه شد، و دانست که آن هم از برکت أمیرالمؤمنین علىّ علیهالسّلام بوده، این بیتها انشاء کرد:
هَا اَنَا مَوْلیً لَخَمْسَةٍ نَزَلَتْ فِیهُمُ السُّوَرْ *** أهْلِ طَهَ وَ هَلْ أتَی فَاقْرَؤُا تَعْرِفُوا الْخَبَرْ وَ الطَّواسِینِ بَعْدَها وَ الْحَوامیمِ وَ الزُّمَرْ *** أنَا مَوْلیً لِهَؤُلإءِ عَدُوٌّ لِمَنْ کَفَر1 2 1 ـ «اى مردم بدانید که من بنده و غلام آن پنج نفرى هستم که درباره ایشان سورههائى نازل شده است: آن پنج نفر أهل سورة طَهَ، و أهل سورة هَلْ اَتی هستند، بخوانید تا مطلب را بدانید!
2 ـ و آنان أهل سورههائى هستند که در آنها طس وارد است، و بعد از آنها سورههائى که در اوّلشان حم آمده است، و نیز أهل سوره زُمَر هستند، من غلام ایشان هستم! و دشمن کسى هستم که حقّ آنان را پوشیده است».
و حَسّان بن ثابت حاضر بود، خواست تا او را در این میدان شوطى بود، این بیتها انشا کرد:
عَلیٌّ أمِیُر الْمُؤمِنِینَ أخُو الْهُدَی *** وَ أفْضَلُ ذِی نَعْلٍ وَ مَنْ کَانَ حَافِیَا وَ أوَّلُ مَنْ أدَّی الزَّکَوةَ بِکَفِّهِ *** وَ أوَّلُ مَنْ صَلَّی وَ مَنْ کَانَ زَاکِیًا 2 فَلَمَّا أتَاهُ سَائِلٌ مَدَّ کَفَّهُ *** إلَیْهِ فَلَمْ یَبْخَلْ وَ لَمْ یَکُ جَافِیَا 3 فَدَسَّ إلَیْهِ خَاتَمًا وَهْوَ رَاکِعٌ *** وَ مَا زَالَ أوَّاهًا إلَی الْخَیْرِ دَاعِیَا 4 فَبَشَّرَ جَبْرَئیلُ الْنَّبِیَّ مُحَمَّدًا *** بِذَاکَ وَجَآءَ الْوَحْیُ فِی ذَاکَ ضَاحِیَا2 5 - . این روایت را تا به اینجا، مجلسی در «بحار»، ج 8 ، کمپانی ص 35 و ص 36 از(یل، فض) که کتاب «فضائل» ابن شاذان و کتاب «روضه» است ذکر کرده است.
- . چون ترجمه این اشعار را در ص 193 آوردهایم، لذا از تکرار آن خوددارى شد.
