اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

189
  • تشریع را بر زمین زنند، آیا این طریق، غلط نیست؟

  •  با یک روایتى که بدون سند و یا ضعیفى که در آن نهى از فلسفه شده است، از این سوء استفاده کرده و از این نام بهره‌بردارى غلط نموده‌اند و آن گاه هر طرز تفکّر و تعقّلى را محکوم مى‌کنند که از خواندن فلسفه نهى شده است.

  •  آخر کسى به آنان نمى‌گوید: کدام فلسفه؟! آیا فلسفه مادّیّین و دهریّین و حکماى قبل از اسلام از ایرانیان و مصریان و هندیان و یونانیان؟ و یا فلسفه اسلام که یک دنیا درخشش دارد، و یک دنیا عظمت و اُبَّهت و جلال دارد؟ کتاب‌هاى صدر المتألّهین شیرازى رضوان الله علیه حقّا موجب فخر عالم تشیّع و بلکه عالم اسلام است، تحقیقات و تدقیقات این رادمرد بزرگ در زوایاى آیات و روایات، مشکل‌گشاى اساسى راه معرفت و پیشرفت است. پس چقدر ناجوانمردى است که از اسم فلسفه و تشابه لفظى آن با فلسفه اسلام بخواهیم با تردستى جا بزنیم، و آن طرز منهى را بدین طرز پسندیده و معروف قالب کنیم.

  •  چقدر ناجوانمردى است که بخواهم: أمیر مؤمنان را با لاَ حُکْمَ إلاَّ لِلّهِ محکوم کنیم؟ چقدر ناجوانمردى است که بخواهیم رسول خدا را با آیات قرآن، آیاتى که خودش آورده است، محجوج کنیم، و او را معزول سازیم؟

  •  چقدر ناجوانمردى است که از تشابه لفظى لفظ تصوّف و صوفیّه سوء استفاده کنیم، و بخواهیم به کلّى راه شهود و وجدان و عرفان و لقاء الله را ببندیم؟ چقدر ناجوانمردى است که مکتب امثال سیّد بن طاوس و شهیدین، و نراقیّین، و سیّد مهدى بحر العلوم، و ابن فهد حلّى، و مجلسى اوّل، و آقا سیّد على شوشترى، و شیخ انصارى و آخوند ملاّ حسین‌قلى همدانى، و شاگردان پر فیضش را به امثال حسن بصرى و محمّد بن منکدر و سفیان ثورى و امثالهم از کسانى که تصوّف را یک راه جدا براى جدائى از ائمّه پنداشتند، قیاس کنیم؟ و از لفظ صوفى که در بعضى از روایات در ذمّ آنها وارد شده است، جهلا و یا با تعمّد جهلانى، با تطبیق این عنوان، همه را زیر مهمیز این کلمه قرار داده، و پیوسته آنها را با تازیانه و شلاّق تبعید و تکفیر و تفسیق و سخنان ناشایست و اتّهامات نابخردانه مضروب سازیم؟

  •  آشنائى با ظواهر قرآن و ظواهر روایات بدون تکمیل قوّه عاقله، و سپس خود را