
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
185بِإظْهَارِهِمُ الْبِدَعَ الثَّلاثَ مِنْ بَعْدِ أنْ عُرِجَ بِنَبِیِّهِمُ الْمَسْیحِ عِیسَی بْنِ مَرْیَمَ علیهالسّلام1
«یعنى به پیرو آنچه را من براى تو ذکر کردم، هیچگاه از خاطرات دور مدار، که منزله و مکانت این شیخ نسبت به پیروان گمراه او، به منزله علوج سه گانه است، که ادّعاى نصرانیّت کرده، و بواسطه إظهار بدعتهاى سهگانهاى را که نهادند، دین مسیح را بعد از عروج آن حضرت به آسمان خراب کردند و فاسد نمودند».
و طائفه شیخیّه پُشْتِ سَریِّه را، گمراه، و در قبال آنان، مخالفین آنان را که به بالا سریّه معروفند2 اهل استقامت مىشمرد، و بعد شرح مشبعى راجع به فتنه بابیّه بیان مىکند3.
بارى این دو طائفه مشخّص از اسلام جدا شدند: وَهَّابیّه و بَهَائیّة، و همچنان که ما نمىتوانیم بَهَائیّة را از فِرَق شیعه بدانیم، همچنین نمىتوانیم وَهَّابیّه را از فرق عامّه بدانیم، زیرا که با عامّه مخالفند، و عامّه نیز آنان را از خود جدا و مجزّى مىدانند. هدم قبور أئمّه طاهرین از روشنترین موارد مخالفت آنها با اسلام است. بسیارى از افرادى که به عنوان حمایت از مکتب اهل بیت عصمت علیهم السّلام با عرفان و حکمت متعالیه مخالفت مىکنند، و مکتب أهل بیت را جدا مىدانند، از همین قبیل مردم کوتاه نظر و کوتاه فکرى هستند که بر اساس مشرب أخباریّین، به ظواهر أخبار بدون درایت و دقّت کافى در محتوى و مغزاى آنها مىخواهند از علوم آل محمّد سیر و سیراب شوند وَ هَیْهَاتَ وَ أنَّی لَهُمْ ذَلِکَ؟
واقعیّت تشیَّع مبنى بر درایت است نه مجرّد روایت
مگر علوم آل محمّد براى غیر عقلاء وارد شده است، که براى فهم و ادراک آن نیاز به مسائل عقلى و معقولى نداشته باشیم؟ نه چنین نیست. بلکه آنان که منبع عقل و درایتند، بیاناتى دارند که بدون آشنائى با علوم عقلیّه و مقدّمات برهانیّه بهرهبردارى از آنها غیر ممکن است، و حدیثى و روایتى را از روى ظاهر معنى کردن، غیر از فهم و
- . «روضات الجنّات» ص 286.
- . شیخىها را پشت سرى خوانند چون رئیس و امام جماعت ایشان در پشت سر ضریح مقدّس حضرت سیّد الشهداء علیه السلام با پیروان خود اقامه جماعت مىکرده است، و شیخىها اخبارى مذاق بوده و با اصولیّین مخالف بودند. و اصولیّین کربلا را بالا سرى نامند چون امام جماعت و پیروان او در بالاى سر حضرت اقامه جماعت مىنمودند.
- . «روضات» ص 285 و ص 286.
