
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
180نه مىتوانیم از نظر به خورشید، و انوار، و حرارت، و لَمَعان آن دست بشوئیم، زیرا که حیاتبخش است، و نه مىتوانیم در آئینه به نحو استقلال بنگریم، زیرا که در این صورت نماینده خورشید نیست، خورشید نما نیست، چهره آن را در خود منعکس نمىکند، آئینه در این حال خودنماست، شیشه است، صیقل است، و در حقیقت عنوان آئینه بودن را ندارد.
امّا اگر در آئینه و آب به نحو نمایندگى و مرآتى نظر کردیم، دیگر آن را نمىبینیم، بلکه خورشید را در آن مىبینیم، پس باید حتما در آئینه بنگریم، تا خورشید را ببینیم، راهى غیر از این نداریم، و به عبارت علمى: آئینه ما بِهِ یُنْظَرُ است نه مَا فِیهِ یُنْظَرُ.
یعنى با او مىنگرند، نه در او مىنگرند.
وجود مقدّس حضرت بقیّة الله عجّل الله تعالى فرجه، آئینه تمامنماى حقّ است، باید در آن آئینه، حقّ را دید، نه خود آن را، چون خودى ندارد، و نمىتوان بدون آئینه، حقّ را دید، چون بدون آئینه، حقّ قابل دیدن نیست.
و بنابر این، حتما باید حقّ را از راه و از طریق و از آئینه و آیه آن وَلِىّ أعظم جُست، و به سوى او در تکاپو بود.
در دعاها و مناجاتها، مخاطب خداست، از راه آن حضرت، و از سبیل و صراط آن حضرت، و لهذا اگر به خود آن حضرت هم عرض حاجت کنیم، و او را مخاطب قرار دهیم، باید متوجّه باشیم که، عنوان استقلال به خود نگیرد، و جامه استقلال به خود نپوشد، بلکه عنوان وساطت و مرآتیّت و آیتیّت پیوسته در ذهن و در مدّ نظر باشد، و در حقیقت باز هم خداوند را مخاطب قرار دادهایم، چون آئینه و مرآت، بِمَا هُوَ مِرْآة قابل نظر استقلالى نیست، بلکه نظر تَبَعى است، و نظر استقلالى به همان صورت منعکس در آن بازگشت مىکند.
این مسئله از مهمترین مسائل باب عرفان و توحید است که: کثرات این عالم، تنافى با وحدت ذات حقّ ندارند، زیرا وحدت أصلى، و کَثَراتْ تَبَعى و ظِلِّى و مرآتى است، و مسئله ولایت به خوبى روشن مىشود که حقیقت ولایت همان حقیقت توحید است، و قدرت و عظمت و علم و احاطه امام، عین قدرت و عظمت و علم و
