اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

171
  • آمد، جبرئیل آمد، و در امور مادّى غیر معنوى همچون برق و آب و غیرهما مى‌گوئید: برق آمد، آب آمد، تَب زید آمد، بدنش گرم شد. آیا اینها پا دارند؟ پس آمدن هر چیز به تناسب خود اوست، و در هیچ لغت آمدن را ملازم با حرکت پاها بیان نکرده‌اند.

  •  پس معناى این که رحمت خدا آمد، یعنى نزدیک شد و حجاب صفتى برداشته شد، و صفت رحمت براى مردم ظهور پیدا کرد.

  •  و خدا آمد، یعنى حجاب إنّیّت مردم برداشته شد، و ذات اقدس او را از نقطه نظر سیطره، و احاطه و استیلا، نزدیک مشاهده کردند، و جمال و جلال او را بدون پرده و حجاب ادراک کردند، این است معناى حقیقى آمدن. پس الفاظ براى معانى عامّه وضع شده‌اند، و خصوصیّات مورد استعمال، دخلى در موضوع له عامّ آنها ندارد.

  •  و علیهذا مى‌گوئیم: لفظ مَجی‌ء در معناى حقیقى خود استعمال شده است، غایة الأمر معناى حقیقى آن عامّ است، و در آن خصوصیّات مورد استعمال در نظر گرفته نشده است.

  •  نه آن که بگوئیم: لفظ مجی‌ء را در این موارد، نمى‌توان در معناى حقیقى خود که رفتن با پاست استعمال کرد و باید آن را تأویل کرد، و به معناى مجازى حمل کرد. این جواب درست نیست.

  •  لفظ عرش در معناى واقعى و حقیقى خود استعمال شده است، و آن عامّ است، و لازمه‌اش عرش مادّى نیست، عرش هر چیز متناسب با خود اوست. عرش خدا مجرّد است، و مانند خود خدا مادّى و صورى نیست.

  •  عرش خدا عالم مشیّت و اراده و اختیار خداست که با آن بر عوالم حکمفرماست.

  •  خداوند سمیع است، و مى‌شنود یعنى با علم إحاطى خود مسموعات را ادراک مى‌کند، بصیر است و چشم دارد، یعنى با علم احاطى خود مُبْصَرات را ادراک مى‌کند، خداوند دست دارد یعنى قدرت و وسیله اعمال قدرت دارد، دو دست خدا دو صفت جمال و جلال خداست، و دو اسم جمیل و جلیل اوست. اینها معانى مُأَوّله و مجازیّه نیستند، تا کسى بگوید قرینه بر مجاز نداریم، و در صورت عدم قرینه باید لفظ را بر معانى حقیقیّه حمل کنیم، و قرینه عقلیّه نیز کافى نیست، زیرا عقول در اینجا تفاوت دارند.