اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

170
  • سفرنامه خود را ذکر مى‌کند، و رِحْلَة به معناى سفر است، و معلوم است که جهانگردان که سفرنامه و رحله مى‌نویسند وقایع هر روز را در همان روز مى‌نویسند، نه بعد از مدّتى که چیزى از یادشان نرود، و همه خصوصیّات را ثبت کنند. و ابن بطوطه هم مدّتى در دمشق اقامت کرده است، و اگر احیانا این قضیّه متعلّق به ابن تیمیّه نبود، مخفى نمى‌ماند و در دمشق مشهور مى‌شد و ابن بطوطه مى‌نوشت. و این سفرنامه نیز نزد مورّخین داراى اهمیّت و اعتبار است، و با وجود أحوال، اشتباه ابن بَطُوطَه، آن هم در امرى چنین واضح و هویدا غیر قابل توجیه است.

  •  علاوه از همه این گفتگوها، ما چه داعى داریم او را تا به این حدّ تقدیس کنیم، که براى توجیه أغلاط او به چنین راههاى دور و غیر قابل عبورى برویم، مردى که همه علماء اسلام به انحراف فکرى او شهادت داده‌اند، و خود ابن بطوطه در عقل او، خلل و نارسائى مى‌بیند، و به عنوان فَقِیهِ ذِی اللَّوْثَة‌، یعنى دانشمند أحمق از او نام مى‌برد.

  •  این أغلاط ابن تیمیّه و ابن عبد الوهّاب، همه ناشى از جمود به ظاهر و عدم تعقّل در آیات خداست.

  •  فقطّ یک جمله یاد گرفته‌اند که: از قرآن و سنّت نبویّه نمى‌توان تجاوز کرد، امّا قرآن یعنى چه و چه قسم باید آن را بفهمیم؟ قرآنى را که کتاب عمل و برنامه دانش عقلاء و حکماء عالم تا انقراض عالم و قیام قیامت است، چگونه تفسیر کنیم؟ ابدا نمى‌فهمند. مى‌گویند: ﴿وَجَاءَ رَبُّكَ﴾ یعنى خدا آمد، و مجی‌ء هم به معناى راه رفتن است، پس خدا راه مى‌رود.

  •  اگر اینان یک قدم در ادبیّات صحیح، و یا در فلسفه اسلام برمى‌داشتند، چنین مزخرفاتى را نمى‌گفتند.

  • الفاظ براى معانى عامّه وضع شده‌اند

  •  الفاظ براى معانى عامّه وضع شده است، مجی‌ء به معناى آمدن، یعنى نزدیک شدن تدریجى است این حقیقت در انسان دو پا، با حرکت دو پاست، و در حیوان چهار پا، با چهار پا، و در پرنده، با حرکت بالها، و در حوادث ارضى و سمائى، به مناسبت خود. شما مى‌گوئید: باران آمد، برف آمد، باد آمد، زلزله آمد، آیا اینها پا دارند؟! شما مى‌گوئید: خورشید آمد، نور آمد، آیا اینها پا دارند؟ و در امور معنوى مى‌گوئید: عقل زید بجاى خود آمد، محبّت او آمد، إدراکش آمد، سخاوتش‌