اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

158
  • کفر و ارتداد و گمراهى و به هدر شدن خون او باشد، (و بنابر این به ابن تیمیّه که نسبت کفر و ضلال و ارتداد داده است بر اساس تحقیق و تدقیق در معتقدات او بوده است)».

  • گفتار علما و مورَّخین راجع به ابن تیمیَّه‌

  •  عالم جلیل آیة الله محسن أمین جبل عاملى گوید: تمام طایفه وهّابیّه و مؤسّس دعوت آنها: مُحمَّد بن عبد الوَهّاب، و آنکه اوّلین تخم این کشت را پاشید: أحْمد بن تَیْمیَّه و شاگردش: ابْن قَیِّمِ جَوْزىّ، و پیروانشان، مدّعى هستند که آنان موحّدند، و به اعتقاد خودشان چنین مى‌پندارند که: ایشان عالَم توحید را حفظ مى‌کنند که شائبه‌اى از شرک در آن وارد نشود، و وهّابى‌ها ادّعا دارند که فقطّ خودشان اهل توحیدند، و بقیّه مسلمانان بدون استثناء همگى مشرک مى‌باشند.

  •  و لیکن حقیقت مطلب این است که: ابْنِ تَیْمِیَّة و ابْنِ عَبْدِالْوَهَّابْ و پیروانشان، ورود در قرقگاه توحید را مباح کردند، و پرده‌هاى آن را پاره نمودند، و حجاب آن را دریدند، و به خداوند تعالى چیزهائى را نسبت دادند که لایق به مقام قدس او نیست. ﴿وَ تَعَالَي عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا﴾.

  •  و براى خدا جهت بالا قرار دادند، و قرار گرفتن بر روى تخت و کرسى که بالاى آسمانها و زمین است، معتقد شدند، و پائین آمدن به آسمان دنیا، و آمدن، و نزدیک شدن، با معانى معمولى آن پنداشتند،

  •  و براى خدا صورت، و دو دست: دست راست و دست چپ، و انگشتان، و کف دست، و دو چشم قرار دادند، بدون آنکه این معانى را تأویل کنند بلکه با تجسّم صریح ذکر کردند.

  •  و همچنین صفاتى را مانند غَضَب، و محبّت، و رضا، و رحمت، و غیر آنها را بر همین معانى متعارف گرفتند و تصریح کردند که: خداوند سخن مى‌گوید، با همین حروف و الفاظ، و سخنش صدا دارد، و علیهذا خداوند را محلّ حوادث و آثار طبیعى پنداشتند، و اینها همه از لوازم حدوث است.

  •  امّا ابن تیمیّة او صریحا قائل به جهت داشتن، و جسمیّت، و قرار گرفتن بر روى عرش (تخت) حقیقتا، و سخن گفتن با حروف و أصوات مى‌باشد.

  •  او اوّلین کسى است که بدین گفتار اعلان کرد، و رساله‌هاى مستقلّى مانند رساله عقیده حَمَوِیَّة و رساله عقیده وَاسِطِیَّة و غیر این دو را نوشت، و شاگردان او: ابْنِ ـ