
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
151مىایستند، و با خود مىگویند: این دیگر چه داستانى است؟! این چه شرکى است؟!
شما را به صاحب این بیت سوگند! آیا زوّار، آهن و فولاد را مىبوسند، یا بدن رسول الله، یا نفس رسول الله را؟! آنها چدن و چوب را مىبوسند، یا نفس مقدّس حضرت صدّیقه را؟! آیا شما در وجدان خود نمىیابید که دست پدر و مادر و استاد و معلّم و مربّى روحانى را مىبوسید؟ آیا احترام به نفس او مىگذارید، یا صرفا نظر به قطعه گوشت دارید؟!
مگر أشعار قَیْسِ بنِ مُلَوَّحِ عَامِرِىّ را نخواندهاید، که درباره معشوقه خود لیلى عامرىّ مىگوید:؟
أمُرُّ عَلی جِدارِ دیَارِ لَیْلَی *** اُقَبَّلُ ذَا الدِّیَارَ وَ ذَا الْجِدَارَا وَ مَا حُبُّ الدِّیارِ شَغَفْنَ قَلْبِی *** وَلکِنْ حُبُّ مَنْ سَکَنَ الدِّیارَا «من عبور مىکنم و مىگذرم بر دیوار شهر لیلى، و آن شهر را مىبوسم، و آن دیوار را مىبوسم.
و این طور نیست که دل من از محبّت شهر و دیار، آکنده باشد، و لیکن دل من سرشار از محبّت آن کسى است که در شهر سکونت گزیده است»1.
شیخ عُمَر عَادِل در این حال با کمال ناراحتى و عصبانیّت رو به من کرد و گفت: یا سَیِّدُ! وَاللهِ هُم مُشرِکُونَ؛ هُم مُشرِکُونَ! سوگند به خدا که خود این وهّابىها شرک هستند، آنگاه گفت:
من امروز صبح پس از انجام فریضه صبح و طواف، دیدم جماعتى از ایرانیان ایستادهاند، و یک نفر براى آنها دعا مىکند، و آنها هم دعا را با او مىخوانند.
آن دعا خواننده مىگفت: إلَهِی بِحَقِّ فَاطِمَةَ وَ أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنیهَا وَالسّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فِیهَا کَذَا وَ کَذَا:«خداوندا به حقّ فاطمه و پدرش، و به حقّ شوهرش و پسرانش، و به حَقّ سِرّى که در او به ودیعت نهاده شده است، ترا سوگند مىدهیم که حاجات ما را برآورده کنى».
- .بوسه گر بر در زنم لیلی بود ** خاک اگر بر سر کنم لیلی بود
- .بوسه گر بر در زنم لیلی بود ** خاک اگر بر سر کنم لیلی بود
