
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
147«سوگند به فرشتگانى که تدبیر امور مىکنند».
﴿وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ﴾ (آیه 22، از سوره 15: حجر)
«و ما بادها را فرستادیم، تا درختها را آبستن کنند. (و از گرْدهاى نَر به درختهاى ماده زنند، و در این صورت تلقیح صورت گرفته و درخت میوه مىدهد)».
﴿وَ اللهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحابًا فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها كَذلِكَ النُّشُورُ﴾. (آیه 9، از سوره 35: فاطر).
«و خداوند آن است که بادها را مىفرستد، تا ابرها را حرکت دهند، و بنابر این ما آن ابر را به مکان مرده (و بىآب و علف) سوق مىدهیم، تا به سبب آن أبر، زمین را پس از مردنش زنده مىکنیم، نشور مردگان هم همینطور است».
وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ (آیه 99، از سوره 6: انعام) «و اوست آن که از آسمان آب را فرود آورد، تا آنکه ما بوسیله آن، روئیدنى هر چیز را استخراج نمائیم».
چگونه در این آیات، تدبیر اُمور را از فرشتگان مىداند، و باران را از حرکت أبرها به نقاط محروم، و بهرهبردارى از درختان را بواسطه تلقیح بادها، و بیرون آوردن هر قسم از روئیدنیها را به سبب ریزش باران از آسمان. و نیز در بسیارى از آیات دیگر صریحا ایجاد تکوّنات را از این اسباب ذکر مىکند.
و بنابر این ما چگونه مىتوانیم نفى سببیّت کنیم، درحالىکه این آیات صریحا اثبات آن را مىنماید؟
بلى باید گفت: این اسباب، همه مقهور و مأمور خدا هستند و استقلال ندارند، و ما هم درباره این اسباب، و همه گونه اسباب دیگر از مادّى و معنوى، همین را مىگوئیم، که: از خود استقلال ندارند، بلکه شفیع و شافع و واسطه براى أخذ از جانب خدا و إفاضه به عوالم مىباشند.
مىگویند: استمداد از أرواح پیغمبران و امامان، استمداد از روح مرده است، و این یک نوع مردهگرائى است، و یک نوع بتپرستى که انسان از چیز مرده، و بدون عین و أثر حاجتى را طلب کند، و آن را نزد خداوند شفیع قرار دهد، چه تفاوت مىکند بین درخواست حاجت از صَنَم، و بین درخواست حاجت از موجود بدون اثر؟
