
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
145در جواب مىگوئیم: قاعده عَقْلیّه استثناءپذیر نیست، اگر استمداد از غیر خدا شرک باشد، همه جا شرک است، و همه جا غلط است. پس چگونه شما با دلیل عقلى مىخواهید، اثبات توحید حقّ را بنمائید! آنگاه در خصوص امور مادّى و طبیعى، استثناء مىزنید!؟ آیا این خندهآور نیست؟ یا گریهآور، بر مسکنت و تهیدستى شما از علم و عرفان حضرت حق؟!
مىگویند: طواف بر گرد قبر معصوم شرک است، بوسیدن ضریح مطهّر شرک است، بوسیدن عَتَبه شرک است، سَجده کردن بر روى تربت سیّد الشُّهداء علیهالسّلام شرک است، واسطه قرار دادن أئمّه و حضرت صدّیقه فاطمه زهراء را براى قضاء حوائج، شرک است.
جواب مىدهیم: چرا شرک است؟ چه تفاوت بین بوسیدن حَجَرُ الأسْوَد یا بوسیدن ضریح است؟ چه تفاوت بین خانه بناشده حضرت ابراهیم علیهالسّلام به نام کعبه، و بین مرقد مطهّر آیت کبراى الهى و صاحب مقام ﴿أوْ أدْنيٰ﴾، و صاحب شفاعت کبرى، و حامل لواء حمد، مىباشد؟ چرا طواف در آنجا جایز است، و در اینجا که از جهت اهمیّت، حائز مزایائى است جایز نیست؟!1
چرا سَجده کردن بر روى زمین و خاک و هر چیزى جایز است، ولى خصوص تربت پاک یگانه شهید راستین شرع و شریعت، و حقّ و حقیقت أبا عبد الله الحسین جایز نیست؟! اگر سَجده کردن بر روى چیزى شرک است، چرا بر روى فرش و
- . «در اینجا براى عدم جواز طواف قبرها بعضى استدلال کردهاند به روایت حلبى از حضرت صادق و به روایت محمّد بن مسلم از آن حضرت و یا از حضرت باقر علیهما السّلام که فرمود: وَ لاَ تَطُفْ بِقَبْرٍ و لیکن ظاهرا این استدلال بىمورد است، زیرا مراد از طَوْف در این دو روایت شریفه غائط کردن است نه طواف نمودن و دور زدن یعنى: روى قبر سرگین مکن! و غائط مکن! و شاهد بر این معنى کلام أئمّه لغت است، «صحاح اللّغة» و «تاج العروس» و «لسان العرب» و غیرها، و در «شرح قاموس» در مادّه طَوْف گوید: و طَوْف به معناى غائط است طَاف یعنى: بشد از براى غائط کردن مثل اِطّافَ از باب افتعال. و در «مجمع البحرین» گوید: وَ الطَّوْف: الْغَائِطُ و منه الخبر: لایُصَلِّ أحَدُکُم وَ هُوَ یُدافِعُ الطَّوْفَ یعنى درحالىکه کسى فشار غائط کردن دارد، نماز نخواند، و نیز در حدیث آمده است: لاَتَبُلْ فِی مَآءٍ مُسْتَنْقَعٍ وَ لاَ تَطُفْ بِقَبْرٍّ! در آب راکد، بول مکن! و در روى قبر غائط مکن! بارى ما در ضمن بحث از بعضى مسائل فقهیّه، رساله کوتاهى مستدلا در این موضوع نوشتهایم که بدون هیچ گونه شبههاى نشان مىدهد که طواف بر گرد قبور اشکال ندارد، و مراد از این روایات غائط کردن است.
