اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج5

0
اعتقادات

جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی»  • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشم‌پوشی از همه چیز جز خداست  • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت می‌کنند  • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست  • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است  • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است  • لقاء امام زمان علیه‌السلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست  • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیه‌‌السلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان  • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید  • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام  • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه

امام شناسی ج5

116
  • حَسَبْ و نَسَبْ، و بنابر این هر مرد مسلمان و فقیرى گر چه غلام آزاد شده‌اى باشد، حقّ دارد از دختران أشراف ازدواج کند، و زن‌هاى شریف و أصیل نیز مى‌توانند با مردم مؤمن فقیر ازدواج کنند.

  •  در همسرى و انتخاب زن و شوهر، کُفْوْ بودن یعنى، همطراز و هم طبقه بودن، عبارت است، از: ایمان و تقوى، نه همطراز و هم کُفْوْ بودن در مال و اعتبار و عشیره و قوم و قبیله.1

  •  و ثانیاً ـ به مردم اعلان کند که: پسر خوانده انسان، پسر انسان نیست، و هیچگونه آثار نسب بر او مترتّب نمى‌شود، پسر خوانده، پسر نیست، و دختر خوانده، دختر نیست، نه ارث مى‌برد، و نه از او اِرث مى‌برند، و نه مَحْرَم است، دختر خوانده محرم نیست، پسر خوانده با زوجه انسان محرم نیست، و زوجه پسر خوانده نیز عروس انسان محسوب نمى‌شود، و با انسان محرم نمى‌گردد، و پس از آنکه أحیانا پسر خوانده او را طلاق داد، انسان مى‌تواند او را در نکاح خویش درآورد، زیرا که زنى است به تمام معنى بیگانه و اجنبىّ، و جزء محارم نمى‌باشد. ﴿وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ‌﴾ (آیه 4 از سوره 33: ـ احزاب)

  •  «و خداوند پسر خوانده‌هاى شما را پسر قرار نداده است، و این گفتار خود شما است که بر سر زبانهایتان جارى است. و خداوند حقّ مى‌گوید، و او به راه راست رهبرى مى‌کند2».

  •  رسول خدا مى‌خواهد این احکام را اجرا کند، ولى از مردم مى‌ترسد، از مردم تازه مسلمان مى‌ترسد که مبادا استیحاش کنند، و زیر بار نروند، و از دین برگردند و بگویند: این محمّد شریعتى را آورده است که (عیاذاً بالله) مانند مجوس نکاح محارم را تجویز مى‌کند.

  •  فلهذا این خوف و ترس رسول الله از مردم، بجهت نگاهدارى دین و براى خداوند بوده است. و لیکن خداوند به او أمر مى‌کند که بدین خوف اعتناء مکن! و از من فقطّ بترس! و این امر را اجرا کن.

  •  نظیر امر و عتاب خداوند به رسول الله در قضیّه غدیر که: ﴿بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ‌﴾. «اى پیغمبر برسان به‌

    1. در «بحار الانوار» از طبع کمپانى: ج 6، ص 149، و از طبع حروفى حیدرى: ج 16، ص 223، در شماره 22 آورده است:
      «علل الشّرایع»: أبى، عن القاسم بن محمّد بن علىّ بن إبراهیم النّهاوندى، عن صالح ابن راهویه، عن أبى جوید مولى الرّضا علیه‌السّلام، عن الرّضا علیه‌السّلام قال:
      نَزَلَ جِبْرئیلُ عَلَى النَّبىِّ صَلَّى اللَهُ عَلَیْهِ وَءالِهِ فَقالَ: یَا مُحَمَّدُ! إنَّ رَبَّکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامُ، وَ یَقولَ: إنَّ الْابْکارَ مِنَ النِّسآءِ بِمَنْزَلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ؛ فَإذا أیْنَعَ الثَّمَرُ فَلا دَوآءَ لَهُ إلاّ اجْتِنآؤُهُ، وَ إلاّ أفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ غَیَّرَتْهُ الرِّیحُ. وَ إنَّ الْابْکارَ إذا أدْرَکْنَ مَا تُدْرِکُ النِّسآءُ فَلا دَوآءَ لَهُنَّ إلاّ الْبُعولُ، وَ إلاّ لَمْ یُؤْمَنْ عَلَیهِنَّ الْفِتْنَةُ.
      فَصَعَدَ رَسولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ وَ ءالِهِ الْمِنْبَرَ فَجَمَعَ النَّاسَ، ثُمَّ أعْلَمَهُمْ ما أمَرَ اللَهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ. فَقالوا: مِمَّنْ یَا رَسولَ اللَهِ؟! فَقالَ: مِنَ الْاکْفَآءِ. فَقالوا: وَ مَنِ الْاکْفَآءِ؟! فَقالَ: الْمُؤْمِنونَ بَعْضُهُمْ أکْفآءُ بَعْضٍ.
      ثُمَّ لَمْ یَنْزِلْ حَتَّى زَوَّجَ ضُبَاعَةَ مِنَ الْمِقْدادِ بْنِ الْاسْوَدِ. ثُمَّ قال: أیُّها النَّاسُ! إنّى زَوَّجْتُ ابْنَةَ عَمّىَ الْمِقْدادَ لِیَتَّضِعَ النِّکاحُ. (قولُه: لِیتَّضِع، أى لِیَنْحَّط)
    2. . و از اینجا باید دانست آنچه را که در این زمان متعارف شده است که طفل نوزادى را از شیرخوارگاه مى‌گیرند و در منزل خود مى‌آورند و تحت مراقبت و سرپرستى خود تربیت مى‌کنند تا به سنّ بلوغ و کمال برسد، گرچه امرى است بسیار نیکو و پسندیده، و مورد ترغیب و تشویق أولیاى دین، و رضایت خداوند و صاحب شریعت؛ ولیکن آن را اولاد خود دانستن، و معامله محرمیّت با او کردن، و شناسنامه به عنوان فرزندى خود براى او گرفتن، و جزءِ وارثین و مورّثین شمردن، حرام و از گناهان کبیره است.
      حضرت رسول خدا صلّى الله علیه وآله و سلّم لعنت فرمود که کسى خودش را داخل در نسب دیگرى بگرداند. عنوان پدرى و مادرى و برادرى و خواهرى و عموئى و عمّه‌اى و دائى‌اى و خاله‌اى و غیرها از عناوینى که بواسطه ولادت صورت مى‌گیرد، تابع تولّدِ مولودِ واقعى از نکاحِ صحیح است.
      رسول خدا در حجّة الوداع در ضمن خطبه‌اى فرمود: وَ مَنِ انْتَمَى إلَى غَیْرِ أبیهِ فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللَهِ وَ المَلئِکَةِ وَ النّاسِ أجْمَعینَ. «و کسیکه خود را به غیر پدر حقیقى خودش منتسب کند، لعنت خدا و فرشتگان خدا و افراد بشر همگى بر اوست.» («تاریخ یعقوبى» ج 2، ص 111)