
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
115داستان ازدواج زینب با زید بن حارثه
توضیح آنکه: زَیْنب دختر عمّه آن حضرت بود یعنى دختر اُمَیْمَة که او دختر عبد المطّلب بود. اُمَیمَة را مردى به نام جَحْشْ تزویج کرده بود و از او دخترى آمد به نام زَیْنَب.
پس زَیْنَب بِنتِ جَحْشْ دختر اُمَیْمَه بنت عبدالمطلّب و عمّهزاده رسول الله است.
زَیْدُ بْنُ حَارِثه غلام رسول الله بود، و حضرت او را آزاد کردند، و پس از آزادى او را پسر خود خواندند، و در آن زمان داستان پسر خواندگى بسیار معروف و مشهور و در بین مردم متداول بود.
و البتّه تمام این کارهاى رسول خدا بر اساس حکمت و مصلحت بوده است که اینک قدرى از آن را مىیابیم.
در زمان جاهلیّت، اعراب پسر خوانده را که اسمش دَعِیّ بوده است، در احکام، پسر حقیقى خود مىدانستند، و در تمام خصوصیّات از نکاح و ارث، و سایر امور همچون پسر و یا دختر واقعى خود مىشمردند.1
و بنابر این عیالى را که براى پسر خوانده خود مىگرفتند: عروس واقعى خود مىشمردند، و او را مَحْرم خود مىدانستند. و پس از آن که پسر خوانده، او را طلاق مىداد، به نکاح خویش در نمىآوردند، زیرا که مىگفتند: زن فرزند ماست، و عروس ماست، و حرمت مؤبّد دارد.
و از طرف دیگر، أشرافیّت در بین عرب متداول و مرسوم بود، و هیچ زن متعیّن و متشخّص حاضر نبود به حباله نکاح غلام آزاد شدهاى که از جهت نسب داراى آبرو و اعتبارى نیست درآید.
بزرگان عرب دختران خود را به افراد نامدار، و قبیلهدار، و صاحب عشیره، و داراى اسم و رسم مىدادند و تزویج با فقرا و مستمندان و غلامهاى آزاد شده، براى آنان بزرگترین ننگ و عار محسوب مىشد، که حاضر بودند بمیرند، و یا دختران آنها ترک شوهر گویند، و به چنین ازدواجى حاضر نمىشدند.
رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم از جانب پروردگار مأمور مىشود، که این احکام جاهلیّت را براندازد.
أوّلا ـ به مردم اعلان کند که شرافت مؤمن به ایمان و تقوى است، نه به مال و
- . اسلام این سنّت جاهلى را برداشت و براى پسر خوانده هیچ حکم خاصّى را قائل نشد؛ نه از ارث و نه از محرمیّت و نه از حرمت نکاح. بنابراین به حکم صریح قرآن کریم پسر خوانده با غیر او تفاوتى ندارد و عنوان پسر خواندگى بهیچوجه وى را داخل در نسب نمىنماید. این حکم در آیه 4 و 5 از سوره 33: أحزاب وارد است:
﴿وَ مَا جَعَلَ أَدْعِيَآءَكُمْ أَبْنَآءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوهِكُمْ وَ اللَهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِى السَّبِيلَ * ادْعُوهُمْ لِابَآئِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَهِ فَإن لَمْ تَعْلَمُوا ءَابَآءَهُمْ فَإِخْوَنُكُمْ فِى الدِّينِ وَ مَولِيكُمْ﴾.
«خداوند پسر خواندههاى شما را پسرانتان قرار نداده است؛ این سخن خود شماست که بر زبانتان راندهاید؛ و خداوند حقّ مىگوید و به راه (راست) هدایت میکند. پسر خواندگان را به پدران خودشان نسبت دهید؛ این به راستى و درستى، بیشتر نزدیک است نزد خداوند. و اگر شما پدرانى را براى آنان نمىشناسید، مسلّماً برادران دینى شما هستند و دوستان و محبّین شما مىباشند».
- . اسلام این سنّت جاهلى را برداشت و براى پسر خوانده هیچ حکم خاصّى را قائل نشد؛ نه از ارث و نه از محرمیّت و نه از حرمت نکاح. بنابراین به حکم صریح قرآن کریم پسر خوانده با غیر او تفاوتى ندارد و عنوان پسر خواندگى بهیچوجه وى را داخل در نسب نمىنماید. این حکم در آیه 4 و 5 از سوره 33: أحزاب وارد است:
