
امام شناسی ج5
جلد پنجم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حقیقت ولایت و رابطۀ آن با توحید» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تحقیق معنای لغوی و اصطلاحی «ولایت» و اقسام آن از «ولایت تکوینی و تشریعی» • پیمودن طریق ولایت مبتنی بر چشمپوشی از همه چیز جز خداست • عارفان حق، ذات خداوند را عبادت میکنند • انسان کامل متحقّق به ولایت مطلقۀ خداست • ولایت عین توحید بوده و برای قوامِ عالَم ضروری است • ولایت ولیّ خدا همچون صورت و نقشِ ولایت کلیۀ الهیه است • لقاء امام زمان علیهالسلام را برای «کشف ولایت» و «لقاء خدا» باید خواست • مهم معرفت به حقیقت امام زمان علیهالسلام است نه تشرّف به حضور مادیِ ایشان • انحرفات عقیدتی فرقۀ وهابیت در توحید • انحرفات طائفۀ شیخیه در قائل شدن به وجودِ استقلالی برای امام • تفسیر «آیۀ ولایت» و پاسخ به شبهاتِ وارده بر مفاد این آیه
امام شناسی ج5
103بزرگى رسید او داخل در تحت عبودیّت من بود.
و اگر من نبودم، أصلا وجودى موجود نمىشد، و شهودى هویدا نبود، و هیچ عهد و پیمانى در ذمّهاى شناخته نبود.
9 ـ پس هیچ زنده و جاندارى نیست، مگر آنکه حیات او از حیات من است، و هر نفس صاحب اراده و مقصود، در تحت اطاعت و انقیاد اراده من است.
10 ـ و بنابر این هیچ گویندهاى نیست، مگر آنکه با الفاظ و عبارات من سخن مىگوید، و هیچ بینندهاى نیست مگر آنکه با مردمک چشم من مىبیند، و هیچ شنونده و گوش فرا دهندهاى نیست مگر آنکه با گوش من مىشنود، و هیچ گیرندهاى نیست مگر آنکه با صَوْلت و قدرت من مىگیرد.
11 ـ من در توحید حقّ تعالى، اسباب را اتّخاذ کردم، تا آنکه توحید را یافتم، و واسطه قرار گرفتن اسباب یکى از راهنمایان من بود.
12 ـ و من در اسباب با نظر توحید نگریستم، تا آنکه اسباب را گم کردم، و رابطه توحید در این أمر مفیدترین وسیله من بود.
13 ـ و من نفس خود را از توحید و اسباب، مجرّد کردم و او مجرّد شد، و بنابر این دیگر در هیچ روزى نفس من غیر تنها و مجرّد نیست.
14 ـ و من فرو رفتم و غَوْص کردم در دریاهاى عالم جمع، بلکه گردش کردم و خوض نمودم، و هر گونه درّ شاهوار را بیرون آوردم.
15 ـ اینها براى آن بود که کارهاى خود را با گوش بینا بشنوم، و گفتارهاى خود را با چشم شنوا مشاهده کنم.
16 ـ پس در این صورت اگر در میان درختهاى پیچیده بُلبُلى ناله کند، و پرندگان دیگر در هر درخت تنومند و بزرگى، با آواز خوش الحان خود بخوانند، و جواب او را بدهند،
17 ـ و اگر با نِىْ، نِىْزَنِ توانائى که بر اساس تناسب حرکت تارهاى چنگ و تارى که در دست زن آوازهخوانى است بنوازد، و به طرب درآید،
18 ـ و آن زن آوازهخوان با اشعار رقیق و لطیف تغنّى کند، و در هر نوع از آواز و تغنّى، أسرارْ تا محلّ خود از سدرة المنتهى بالا رود،
19 ـ در تمام این احوال، من در آثار صنع خودم پاک و منزَّه هستم، و مقام
