
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
262لنصـرٍ فی فؤادی فرط حبّ *** أنیف به علی کلّ الصَّحاب أتیناه فبخّرَنا بخورًا *** من السَّعَف المدخّن للثّیاب فقمت مبادرًا و ظننت نَصـرًا *** أراد بذاک طردی أو ذهابی فقال: متی أراک أباحسین؟ *** فقلت له: إذا اتَّسختْ ثیابی! فأرسل الأبیات إلیه، فأملی نصرٌ جوابَها فقرأناه، فاذا هو قد أجاب:
منحتُ أباالحسین صمیمَ ودّی *** فداعبنی بألفاظٍ عذاب أتی و ثیابه کقتیر شیب *** فَعُدن له کریعان الشّباب ظننتُ جلوسَه عندی لِعِرسٍ *** فجُدت له بتمسیک الثّیاب فقلت: متی أراک أباحسین؟ *** فجاوبنی إذا اتَّسختْ ثیابی! فإن کان التّأنُّق1 فیه خیرًا *** فلم یکن الوصیُّ أبا تراب“ و ذکر ابنخلّکان: ”أنّه توفّی سنة سبع عشرة و ثلاثمائة بالبصرة.“ و ذکر المسعودیّ فی مروج الذّهب: ”أنّه خاف من أمیر البصرة الیزیدیّ، فهرَب إلی أبیطاهر الجنابیّ القرمطیّ إلی البحرین.“ و علی حفظی أنّه ذکر: ”أنّه مات بها.“ کذا فی نسمة السَّحر، فلاحظ.»2
نُعمانُ بنُ أبیعبدالله محمّد بن منصور، أبوحنیفة
استبصار و تشرّف وی به مذهب حقّه امامی
ابنخلّکان در وفیات الأعیان، جلد 5، از طبع دار صادر بیروت، صفحۀ 415، در
- . تاج العروس: «تأنَّق فیه: عمِله بالإتقان و الحکمة؛ و قیل: إذا تجوّد و جاء فیه بالعجب.» المحیط فی اللغة: «المتأنّق: الّذی هو فی أنَق من عیشه و خِصب.» (محقّق)
- . جنگ 24، ص 316.
