
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
259فَأبیٰ علیه موسی؛ و قَرَّرَ1 علیه أبُوالحَسَنِ علیه السّلام القَولَ و الوَعظَ، و هو مُقیمٌ علیٰ خِلافِهِ. فلمّا رَأی أنّه لا یُجِیبُ، قال علیه السّلام له:
أما إنّ المَجلِسَ الّذی تُریدُ الاجتِماعَ مَعَه علیه، لا تَجتَمِعُ علیه أنتَ و هو أبَدًا.“
قال: ”فَأقامَ موسی ثَلاثَ سِنینَ یَبکُرُ کُلَّ یَومٍ إلیٰ بابِ المُتوَکِّلِ، فیُقالُ له: قد تَشاغَلَ الیَومَ! فیَروحُ فیَبکُرُ، فیُقالُ له: قَد سکِر! فیَبکُرُ، فیُقالُ له: قد شَرِبَ دَواءً. فما زالَ علی هَذا ثَلاثَ سِنینَ حتّی قُتِلَ المُتوَکِّلُ، و لم یَجتَمِع معه عَلیٰ شَرابٍ.“»2
مرحوم مامقانی در تنقیح المقال، جلد 3، صفحه 259 فرموده است:
«موسی بن محمّد الرضا علیه السّلام أخو الهادی علیه السّلام، عَنوَنه المیرزا (ره) کذلک و قال: ”روَی المفید فیه روایةً فی إرشاده و تنبئ عن شیء فیه.“ ـ انتهی.»
در اینجا مامقانی تمام روایت ارشاد را ذکر میکند و سپس میگوید: «و دلالته علی فسقه واضحة، لا لما نسب إلیه من شرب النبیذ و نحوه عند المتوکل، لمنع فسق المخبر عن قبول جَرْحِه؛ بل لظهور کلامه فی أنّ ذلک عملُه، و أشَدُّ منه مخالفَتُه للإمام علیه السّلام و إصراره علی عدم إطاعته فی نهیه إیاه عن المنکر، حتّی التجأ علیه السّلام إلی إعمال ما أقدره الله تعالی علیه من منعهما من الاجتماع ثلاثَ سنینَ.»
و مرحوم محدث قمی در منتهی الآمال، طبع رحلی علمیّه اسلامیه، جلد 2، صفحه 235 گوید:
«موسی مبرقع جد سادات رضویّه است و رشتۀ اولادش تا به حال بحمد الله منقطع نگشته [و بسیاری از سادات، نسب ایشان به او منتهی میشود]. و او اوّل کسی است که از سادات رضویّه به قم وارد شد در سنه 256، و پیوسته بر روی خود
- . خ ل: فکرّر.
- . الإرشاد، ج 2، ص 307.
