
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
236فذکرت للشّیخ المنامَ، فبکی الشّیخ و ناولنی النّسخة الّتی بخطّه. و أنا أوّل من انتسخ ذلک الکتاب من خطّه، طاب ثراه.“
و من تمام نعم الله تعالیٰ علی هذا الشّیخ الّذی أسبغ علیه نعمه الظّاهرة و الباطنة و الدّنیا و الآخرة، أن رزَقه الله تعالی زوجة عالمة صالحة. قال فی الرّیاض:
”بنت الشّیخ علیّ المنشار، فاضلةٌ عالمة فقیهة ـ و لم أعلم اسمها ـ محدّثةٌ، و کانت زوجة شیخنا البهائی، و قد قرأتْ علی والدها؛ و قد سمِعنا من بعض المعمّرین الثّقات الّذی شاهدها فی حیاتها: أنّها کانت تدرّس فی الفقه و الحدیث و نحوها، و کانت النّسوان یقرأن علیها، و قد ورثت من أبیها أربعة آلاف مجلّد من الکتب. و ذکر لنا بعض الأفاضل: أنّها وافرة العلم، کثیرة الفضل، و قد بقیَتْ بعد وفاة الشّیخ البهائی.“»1و2
محمّد بن خازم
[المراجعات] صفحة 91:
«77. محمّد بن خازم،3 المعروف بأبیمعاویة الضّریر التمیمیّ الکوفیّ. ذکره الذّهبی فی میزانه فقال: ”محمّد بن خازم الضّریر، ثقة ثبت، ما علمتُ فیه مقالًا یوجب وهنَه مطلقاً، سیأتی فی الکنیٰ.“ و حین ذکره فی الکنیٰ، قال: ”أبومعاویة الضّریر، أحد الأئمّة الأعلام الثّقات.“ إلی أن قال: ”و قال الحاکم: احتجّ به الشّیخان. وقد اشتهر عنه الغلوّ غلوّ التشیّع.“»4و5
- . مستدرک الوسائل، ج 2، الخاتمة، ص 228.
- . جنگ 23، ص 330.
- . بالخاء المعجمة من فوق؛ و غلط من قال ابنحازم بالحاء المهملة. (المراجعات)
- . المراجعات، ص 165.
- . جنگ 20، ص 58.
