
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
216کانت بَیِّنةً.) و قال: ”لولا ما قضی الله لکان لی فیهما قضاءً غیره.“ و لم یعرض لشریک و لا للمرأة، و الله أعلم و أنفذ الحکم و هو یعلم أنّ أحدهما کاذبٌ، ثمّ علم بعدُ أنَّ الزّوجَ هو الصّادق.»
شافعی، استحسان را رد میکند
صفحة 298: «باب إبطال الاستحسان
قال الشّافعیّ: و کلّ ما وصفتُ مع ما أنا ذاکرٌ و ساکتٌ عنه اکتفاءً بما ذکرت منه عمّا لم أذکر من حکم الله ثم من حکم رسوله صلّی الله علیه (و آله) و سلّم ثمّ حکم المسلمین، دلیلٌ علی أن لا یجوز لمن استأهل أن یکون حاکمًا أو مُفتیًا أن یحکم و لا أن یفتی إلّا من جهة خبر لازم، و ذلک الکتاب ثمّ السنّة أو ما قاله أهل العلم لا یختلفون فیه، أو قیاسٌ علی بعض هذا؛ و لا یجوز له أن یحکم و لا یفتی بالاستحسان، إذ لم یکن الاستحسان واجبًا و لا فی واحد من هذه المعانی.
فإن قال قائل: فما یدلّ علی أن لا یجوز أن یستحسن إذا لم یدخل الإستحسان فی هذه المعانی، مع ما ذکرت فی کتابک هذا؟
قیل: قال الله عزّوجل: ﴿أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَن يُتۡرَكَ سُدًى﴾،1 فلم یختلف أهل العلم بالقرآن ـ فیما علمت ـ أن السُّدَی الّذی لا یؤمَر و لا یُنهیٰ؛ و من أفتی أو حَکَم بما لم یؤمَر به فقد أجاز لنفسه أن یکون فی معانی السُّدَی، و قد أعلمه الله أنّه لم یترکه سُدًی. و رأی أن قال: ”أقول بما شئتُ!“ و ادّعی ما نزل القرآن بخلافه فی هذا و فی السّنن، فخالَف منهاجَ النّبیّین صلّی الله علیهم و سلّم أجمعین و عَوَامَّ حکمِ جماعة مَن روی عنه من العالمین.»
- . سوره قیامة (75) آیه 36.
