
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
213العَبد حرٌّ إن قَنِع *** و الحرُّ عبدٌ إن قَنَع1 فاقنَع و لا تقنَع فلا *** شیء یَشین سوی الطّمع فلذلک نجد القناعة و الاعتزاز بالرّضا بما قسّم الله ماثلًا فی قوله:
أمطری لؤلؤ جبال سرندی *** ـبَ و فِیضـی آبارَ تَکْرورَ تِبرًا أنا إن عشتُ لستُ أُعدم قوتًا *** و إذا متّ لستُ أُعدم قبرًا همّتی همّة الملوک و نـفسی *** نفسُ حرّة تری المذلّة کفرًا دخَل علی الشّافعی طالبٌ بعد انتهاء الدّرس و قال له: أوصنی!
فقال الشّافعیّ: یا بُنَیَّ، خلقک الله حُرًّا فکن کما خلقک!
هجرت شافعی به مصر و توطّن و فوت وی در قاهره
وفاته: أقام الشافعیّ فی مصر خمس سنین و تسعة أشهر من 28 شوّال سنة 198 ه . إلی 29 رجب سنة 204 ه . یُعَلّم النّاس و یُؤلّف ثم أصابه نزف شدید بسبب البواسیر، فاشتدّ به الضّعف فلم یستطع الخروج لمزاولة التّدریس، فزاره تلمیذه المُزَنِیّ، فسأله عن حاله فقال: أصبحت والله لا أدری، أ روحی تساق إلی الجنّة فأُهَنِّئَها، أم إلی النّار فأُعزّیَها؟
ثمّ رفع بصره إلی السّماء و قال أبیاتًا، منها:
و لما قَسَا قلبی و ضاقت مذاهبی *** جعلت الرَّجا منّی لعفوک سُلَّما تعاظمنی ذنبی فلمّا قرنته *** بعفوک ربّی کان عفوک أعظما (إلی أن قال:) و بعد صلاة العصر خرجت الجنارة، فلمّا وصلت شارعَ السیّدةِ
- . مصباح المنیر: «قَنَعَ یقنَع (بفتحتین) قنوعًا: سأل... و قنِعتُ به قَنَعًا (من باب تعِب) و قناعةً: رضیتُ.»
