
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
195... 1
مبارزۀ أکید و شدید مرحوم علاّمه طهرانی با عربیزدایی (ت)
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] است و عوض اینکه این مجامع علمی و دینی، خود پیشتاز در تقدیم و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلام و قرآن باشند و زبان اهل بیت رسول خدا را در میان مردم ترویج نمایند و آن را به درون فرهنگ عوام سرایت دهند، مشاهده میکنیم که مثلاً برای اثبات و اظهار همرنگِ جماعت و جامعه شدن و به عبارت امروزی «به روز بودن»، خود را از ماهیّت و هویّت اسلامی تهی میگردانند و میدان سباق در عرصۀ فرهنگ و معرفت را به حریف نکتهدان و زیرک واگذار مینمایند؛ که از این جمله، باید به ترجمۀ قرآن کریم به فارسی سَرِه و بیمزه و سخیف اشاره نمود.
مرحوم والد معظّم، علاّمه طهرانی ـ قدّس الله سرّه ـ در زمان حیات خویش شدیداً با این روش و برنامۀ استعماری به مقابله برخاسته، از هر فرصتی جهت تبیین و افشای دسیسههای شیطنتآمیز دستهای پشت پرده و مخفی از انظار، دریغ نمیورزید و در این زمینه سخنانی بس ارزشمند از ایشان به جای مانده است؛ امیدواریم به فضل و توفیق الهی در آیندهای نه چندان دور، نسبت به نشر و تنظیم و تدوین آنها اقدام نماییم.7
جالب توجّه اینکه برخی در مقام دفاع از شخصیّت و آثار فردوسی، به سخنان فیلسوف کبیر، مرحوم صدرالمتألّهین شیرازی ـ قدّس سرّه ـ استناد میکنند و بدینسان نسبت به مرام و ایدۀ او مهر تأیید مینهند.
مرحوم صدرالدّین شیرازی در مقام سخن از وحدت شخصیّۀ وجود، به کلام فردوسی استناد میکند و با عنوان: «فصل 29، فی أوّل ما یُنشَأُ مِن الوجودِ الحقّ»، این شعر او را متذکّر میشود:
جهان را بلندی و پستی تویی ** ندانم چهای، هرچه هستی تویی8
البتّه منکر این مطلب نمیتوان شد که فردوسی مردی دانشآموخته و نسبت به مبانی معرفتی فردی مطّلع و تا حدودی آگاه بوده است و در کتاب شاهنامۀ او اشعار فراوانی در مسائل اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و حتّی اعتقادات و مبانی توحیدی وجود دارد؛ ولی نکته اینجاست که ایشان از این ذخیرۀ علمی و اندوختۀ معلومات، در چه مسیری و چه هدفی استفاده کرده است؟!
مسئلۀ مهمّ و اساسی در ارتباط با بزرگان و اهل اطّلاع، عدم فهم و ادراک و جهل به علوم و فنون نمیباشد، بلکه نحوۀ بهکارگیری و کیفیّت استفاده از اندوختۀ علمی و اطّلاعات است که این همه مصیبت و فاجعه در تاریخ به وجود آورده است. نکتۀ بسیار حائز اهمّیت این است که نفس تجمّع اطّلاعات و ذخیرۀ علوم در ذهن و نفس آدمی نمیتواند موجب صفای ضمیر و استقامت راه انسان گردد، و انسان برای تصفیۀ قلب از زنگارهای مادّی و نفسانی، چارهای به جز پرداختن به تهذیب و مراقبه و متابعت از دستورها و برنامههای سلوکی و اخلاقی اولیای الهی و عرفای بالله ندارد.
در هر زمان و دورهای، حکّام ظلم و دولتمردان ستمپیشه با سوء استفاده از همین علما و بزرگان [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] است و عوض اینکه این مجامع علمی و دینی، خود پیشتاز در تقدیم و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلام و قرآن باشند و زبان اهل بیت رسول خدا را در میان مردم ترویج نمایند و آن را به درون فرهنگ عوام سرایت دهند، مشاهده میکنیم که مثلاً برای اثبات و اظهار همرنگِ جماعت و جامعه شدن و به عبارت امروزی «به روز بودن»، خود را از ماهیّت و هویّت اسلامی تهی میگردانند و میدان سباق در عرصۀ فرهنگ و معرفت را به حریف نکتهدان و زیرک واگذار مینمایند؛ که از این جمله، باید به ترجمۀ قرآن کریم به فارسی سَرِه و بیمزه و سخیف اشاره نمود.
