اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج11

رجالی، پزشکی، اشارات و نکته‌ها

75٬465
مطلع انوار

جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتاب‌شناسی و برخی مطالب متنوع » می‌باشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد می‌تواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول: رجال و تراجم شخصیت‌ها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیه‌ها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی می‌گردد.  • بخش دوم: فهارس و کتاب‌شناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباح‌الشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است.    • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکی‌ها، و ذکر روایاتی در این موضوع، می‌باشد.  • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکته‌‌هایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداخته‌اند.

سرای جاوید

مطلع انوار ج11

192
  • ... 1

  • تسخیر قلب و فکر ایرانیان با تدوین مثنوی معنوی (ت)

  •  

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] میان مردم ایران‌زمین جلوگیری کنید، چقدر از مردم ایران از شاهنامۀ شما بهره بردند و چند لغت از شاهنامه در فرهنگ و ادبیات خود تاکنون به‌کار برده‌اند؟ آیا شاهنامه در میان ایرانیان بیشترین خواننده را داشت یا دیوان حافظ و گلستان و بوستان سعدی شیراز؟
      آیا شاهنامه بیشتر توانست قلب و روح و فکر ایرانیان را به تسخیر خود درآورد یا مثنوی مولانا جلال‌الدّین محمّد بلخی؟ آیا نقل داستان‌های چرند و پرند شاهنامه توانست بیشترین شنونده را به خود اختصاص دهد یا تاریخ بزرگان اسلام و پیشوایان تشیّع و حادثۀ کربلا؟ آیا وقایع به‌هم بافتۀ رستم و سهراب، قلوب ایرانیان را تسخیر کرد یا حماسۀ بی‌مانند واقعۀ عاشورا و فداکاری اصحاب و اهل بیت فرزند رسول خدا؟ آیا شرح داستان‌های تخیّلی و عیّاشی‌های منیژه و تهمینه و سودابه و توضیح هم‌بستری‌های آنان، تاج افتخار بر سر ایرانیان زد یا شرح بیان نهضت ظلم‌ستیز و کاخ‌برانداز قهرمان بانویِ تاریخ بشریّت، زینب کبریٰ؟ کدام‌یک؟!
      در اینجا باید اعتراف کرد که جناب فردوسی پس از اتمام شاهنامه و صرف عمر در این تألیف بی‌محتوا و عبث و پس از شکست در رسیدن به توقّعات صله و پاداش از پادشاه غزنوی، تنبّهی پیدا کرد و تذکّری، و بر عمر بر باد رفته متأسّف و از نگاشتن شاهنامه اظهار ندامت و پشیمانی می‌نمود و در مقدّمۀ تفسیر سورۀ یوسف که به شعر درآورده است، خود این‌گونه اقرار و اعتراف می‌نماید و از کردۀ خود ابراز پشیمانی می‌کند:
      سخن‌های پیغمبران خدای ** بگویم بدان کش بود عقل و رأی
      من از هر دری گفته دارم بسی ** شنیدند گفتار من هر کسی
      سخن‌های شاهان با رأی و داد ** به سخت و به سست و بلند و گشاد
      بسی گوهر داستان سفته‌ام ** بسی نامۀ باستان گفته‌ام
      به بزم و به رزم و به کین و به مهر ** یکی از زمین و یکی از سپهر
      سپردم بسی راه دل‌خستگان ** زدم پردۀ مهر پیوستگان
      به نظم آوریدم بسی داستان ** ز افسانه و گفتۀ باستان
      همی دون بسی رانده‌ام گفتگوی ** ز خوبان شکّر لب ماه‌روی
      ز هر گونه نظم آراستم ** بگفتم در او آنچه خود خواستم
      اگر چه دلم بود از آن با مزه ** همی کاشتم تخم رنج و بزه
      از آن تخم کشتن، پشیمان شدم ** زبان و دهان را گره بر زدم
      نگویم کنون نام‌های دروغ ** سخن را ز گفتار ندهم فروغ
      [ادامه در صفحه بعد]
/ 12