اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج11

رجالی، پزشکی، اشارات و نکته‌ها

75٬465
مطلع انوار

جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتاب‌شناسی و برخی مطالب متنوع » می‌باشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد می‌تواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول: رجال و تراجم شخصیت‌ها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیه‌ها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی می‌گردد.  • بخش دوم: فهارس و کتاب‌شناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباح‌الشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است.    • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکی‌ها، و ذکر روایاتی در این موضوع، می‌باشد.  • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکته‌‌هایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداخته‌اند.

سرای جاوید

مطلع انوار ج11

190
  • ...1

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] 
      مرا بیم دادی که در پای پیل ** تنت را بسایم چو دریای نیل
      نترسم که دارم ز روشن‌دلی ** به دل مهر جان نبیّ و علیّ
      چو باشد تو را عقل و تدبیر و رأی ** به نزد نبیّ و علی گیر جای
      * * *
      گرت زین بد آید گناه من است ** چنین است و این رسم و راه من است
      به این زاده‌ام هم بدین بگذرم ** چنان دان که خاک پی حیدرم
      فردوسی که امید خود را در تحریر شاهنامه از دست رفته می‌دید و انتظار پاداش و صلۀ موعود سلطانی را بر باد رفته می‌‌دانست، در هجو شاه غزنوی چنین می‌سراید:
      بسی رنج بردم در این سال سی ** عجم زنده کردم بدین پارسی
      به دانش نبد شاه را دستگاه ** و گرنه مرا بر نشاندی به کاه
      اگر شاه را شاه بودی پدر ** به سر بر نهادی مرا تاج زر
      و گر مادر شاه بانو بُدی ** مرا سیم و زر تا به زانو بُدی
      چو اندر تبارش بزرگی نبود ** نیارست نام بزرگان شنود
      * * *
      چو نه مادرش مطبخی زاده است ** بهای دو من نان به من داده است
      پشیزی بِه از شهریاری چنین ** که نه کیش دارد نه آیین، نه دین
      پرستارزاده نیاید به کار ** اگر چند دارد پدر شهریار
      درختی که تلخ است وی را سرشت ** گرش در نشانی به باغ بهشت
      ور از جوی خلدش به هنگام آب ** به بیخ، انگبین ریزی و شهد ناب
      سرانجام گوهر به کار آورد؟ ** همان میوۀ تلخ بار آورد
      فردوسی به‌واسطۀ نقار و کدورتی که با وزیر اعظم سلطان غزنوی، خواجه حسن میمندی، پیدا کرده بود مورد سعایت او نزد سلطان واقع شد. خواجه حسن میمندی که فردی سنّی و شدید التّعصب بود، نسبت به خاندان رسالت علناً عناد می‌ورزید و از این روی فردوسی را خوش نیامد که با وی سر آشتی بردارد و باب مراوده و رفاقت مفتوح نماید، و هر چند ناصحان به او سفارش بر تقرّب با وزیر نمودند، نپذیرفت و در جواب می‌گفت: «مرا با دشمن آل رسول کاری نیست.»
      بنابراین، باید نسبت به اعتقاد فردوسی در تشیّع و تمایل او به اهل بیت علیهم السّلام به دیدۀ [ادامه در صفحه بعد]
/ 12