اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مطلع انوار ج11

رجالی، پزشکی، اشارات و نکته‌ها

75٬465
مطلع انوار

جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشت‌‌های مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتاب‌شناسی و برخی مطالب متنوع » می‌باشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد می‌تواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد.  اهم مباحث این مجلّد:  • بخش اول: رجال و تراجم شخصیت‌ها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیه‌ها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی می‌گردد.  • بخش دوم: فهارس و کتاب‌شناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباح‌الشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است.    • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکی‌ها، و ذکر روایاتی در این موضوع، می‌باشد.  • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکته‌‌هایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداخته‌اند.

سرای جاوید

مطلع انوار ج11

183
  • فردوسی

  • درباره تشیّع فردوسی

  •  مرحوم محدّث قمی در الکنی و الالقاب، جلد 3، صفحه 16 و 17، و در هدیّة الأحباب، صفحه 210 و 211 شرحی از فردوسی و تشیّع وی آورده است و از قاضی نورالله این اشعار را دربارۀ تشیّع وی که سروده است، شاهد آورده است:

  • «به گفتار پیغمبرت راه جوی***دل از تیرگی‌ها بدین آب شوی
  • چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی***خداوند امر و خداوند نهی
  • که من شهر علمم علیَّم در است***درست این سخن گفت پیغمبر است
  • گواهی دهم کاین سخن را ز اوست***تو گویی دو گوشم به آواز اوست
  • منم بندۀ اهل بیت نبیّ***ستایندۀ خاک پای وصیّ
  • اگر چشم داری به دیگر سرای***به نزد نبیّ و وصی گیر جای
  • گرت زین بد آید گناه من است***چنین است و این رسم و راه من است
  • بدین زادم و هم بدین بگذرم***چنان دان که خاک پی حیدرم
  • اَبا دیگران مرمرا کار نیست***جز این در مرا هیچ گفتار نیست
  • نبیّ و علیّ، دختر و هر دو پور***گزیدم و زان دیگرانم نفور
  • دلت گر به راه خطا مایل است***تو را دشمن اندر جهان خود دل است
  • هر آن کس که در دلش بغض علی است***از او خوارتر در جهان زار کیست؟
  • نباشد مگر بی‌پدر دشمنش***که یزدان به آتش بسوزد تنش»1
  •  نام فردوسی، حسن بن اسحاق بن شرفشاه بوده و وفاتش در طوس در سنۀ

  •  

    1. . شاهنامه، ص 3.
/ 440