
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
175و فتح النِّحیَین فطَعم أهل الماءِ منهما فَنَقَصا؛ ثمّ قَدِم علی حیّ المرأة و هم خُلوف،1 فسألها عن أبیها و اُمِّها و أخیها و دفع إلیها هَدِیَّتهَا.
فقالت له: أعْلِم مولاک أنَّ أبی ذهب یُقَرِّب بعیدًا و یُبَعِّد قریبًا، و أنَّ أُمّی ذهبت تَشُقُّ النَّفْسَ نَفْسَینِ، و أنّ أخی یراعی الشَّمس، و أنّ سَماءَکم انشقَّت و أنَّ وعاءَیْکم نَضَبا.
فَقدِم الغلامُ علی مولاه فأخبره.
فقال: أمَّا قولها: إنَّ أبی ذهب یُقرِّب بعیدًا و یبعِّد قریبًا؛ فإنَّ أباها ذهب یُحالف قومًا علی قومه. و أمّا قولُها: ذهبتْ اُمِّی تشقُّ النَّفسَ نفسین؛ فإنّ اُمَّها ذهبتْ تَقْبَل2 امرأةً نُفَساء. و أمّا قولها: إنّ أخی یُراعی الشَّمس؛ فإنَّ أخاها فی سَرْحٍ له یرعاه فهو ینتظر وجوبَ الشّمس لِیَروحَ به. و أمّا قولها: إنَّ سَماءَکم انشقَّت؛ فإنَّ البُرد الّذی بعثتُ به انشقّ. و أمّا قولها: إنّ وِعاءَیْکم نَضَبا؛ فإنّ النِّحیَین اللّذین بعثتُ بهما نَقصا. فاصْدُقْنی!
فقال: یا مولای! إنِّی نزلت بماءٍ من میاه العرب فسألونی عن نَسَبی، فأخْبرتُهم أنّی ابن عمّک، و نشرتُ الحُلَّة فانشقَّتْ، و فتحتُ النِّحیَین فأطعمتُ منها أهل الماء.
فقال: أوْلیٰ لک!
ثم ساق مائةً من الإبل و خرج نحوَها و معه الغلامُ، فنزلا منزلًا فخرج الغلام یَسقی الإبلَ فعجَز فأعانه امرؤالقیس، فرمی به الغلامُ فی البئر، و خرج حتّی أتی منزل المرأة بالإبل، و أخبرهم أنَّه زوجُها. فقیل لها: قد جاء زوجکِ!
فقالت: والله ما أدری أ زوجی هو أم لا؟! و لکن انحَروا له جَزُورًا و أطعموه من کَرشِها و ذَنَبها! ففعلوا.
- . أی: غُیَّبٌ. (محقّق)
- . یقال: قبلت القابلةُ المرأة، إذا تلقت ولدها عند ولادته.
