
مطلع انوار ج11
رجالی، پزشکی، اشارات و نکتهها
جلد یازدهم از موسوعۀ گرانسنگ «مطلع انوار» اثر حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه، یادداشتها و برداشتهای مؤلف از آثار مختلف، در موضوع «رجال، تراجم، کتابشناسی و برخی مطالب متنوع » میباشد. تتبعات و تحقیقات مندرجه در این مجلد میتواند در نوع خود برای آشنایان به این موضوعات بسیار مفید و مثمر باشد. اهم مباحث این مجلّد: • بخش اول: رجال و تراجم شخصیتها؛ که شاملِ مقدماتی رجالی، بیان برخی اصطلاحات و معرّفی برخی آثار اصلی رجالی، ذکر اسامی اعلام و کنیهها و القاب، و بیان مطالبِ متنوّع رجالی میگردد. • بخش دوم: فهارس و کتابشناسی: که به ذکر مطالب متنوّعی در معرّفی آثارِ مهم، همچون حدیقة الشیعه، مصباحالشریعه، تذکرۀ علامه حلی و نثر طوبای مرحوم شعرانی و امثالها پرداخته شده است. • بخش سوم: مطالب پزشکی؛ که مشتمل بر نقل قولهایی در امور طبابت؛ اعم از مسائل پیشگیری و درمان، خواص و فواید برخی خوراکیها، و ذکر روایاتی در این موضوع، میباشد. • در بخش چهارم و پنجم به ذکر طرائف و لطائف، و ذکر اشارات و نکتههایی در موضوعات سیاسی و تاریخی و اجتماعی و بیان لغزشهای برخی آثار علماء، و دیگر مطالب متنوع پرداختهاند.
مطلع انوار ج11
174و رأیٰ قبر امرأةٍ من أبناء الملوک ماتت هناک فدُفِنَتْ فی سَفْح جبلٍ یقال له عَسِیبٌ، فسأل عنها فأخبر بقصّتها، فقال:
أجارَتَنا إنَّ المَزارَ قَریبُ *** و إنِّی مُقیمٌ ما أقام عَسیبُ أجارتَنا إنّا غَریبانِ هٰهنا *** و کلُّ غریبٍ للغریبِ نَسیبُ“ أخبرنی محمّد بن القاسم عن مجالد بن سعید عن عبدالملک بن عُمَیْر قال: قَدِم علینا عُمَر بن هُبَیْرة الکوفة، فأرسل إلی عشرةٍ ـ أنا أحدهم ـ من وجوه الکوفة فَسَمَروا عنده، ثمّ قال: ”لیحدِّثْنی کلُّ رجل منکم أُحدوثةً، و ابدأ أنت یا أباعُمَر!“
فقلت: ”أصلح الله الأمیر! أحدیثَ الحقِّ أم حدیثَ الباطل؟!“
قال: ”بل حدیثَ الحقِّ.“
فقلت: ”إنَّ امرأالقیس آلیٰ بِألِیَّةٍ ألّا یتزوّج امرأةً حتّی یسألها عن ثمانیةٍ و أربعةٍ و ثنتینِ؛ فجعل یخطب النّساء فإذا سألهن عن هذا، قلن: أربعةَ عَشَر.
فبینما هو یسیر فی جَوْف اللَیل إذا هو برجلٍ یحمل ابنةً له صغیرةً کأنّها البدر لیلَة تمامِه، فأعجَبَتْه، فقال لها: یا جاریة! ما ثمانیةٌ و أربعةٌ و اثنتانِ؟!
فقالت: أمّا ثمانیةٌ فأطْباءُ الکَلْبَة، و أمّا أربعةٌ فأخلاف النّاقة، و امّا اثنتان فَثَدْیا المرأة.
فخطبها إلی أبیها فزوّجه إیّاها، و شرطَت هی علیه أن تسأله لیلةَ بنائها عن ثلاثِ خَصالٍ؛ فجعل لها ذلک، و أن یَسوق إلیها مائةً من الإبل و عَشَرةَ أعبُد ٍو عَشَر وصائف و ثلاثة أفراس، ففعل ذلک.
ثمّ إنّه بَعث عبدًا له إلی المرأة و أهدی إلیها نِحْیًا1 من سَمْن و نِحْیًا من عَسَل و حُلَّةً من عَصْب. فنزل العبد ببعض المیاة فنَشر الحُلَّة و لَبِسها فتعلّقت بِعُشَرَةٍ فانشقَّت،
- . أی: زِقًّا. (محقّق)
